بهار نود و نه

داستان تخیلی تویتری دیگری را به نام «بهار نود و نه» شروع کرده‌ام که هر روز چند توییت به آن اضافه می‌کنم و پیشش می‌برم. اگر مایل به خواندن بقیه‌ی آن بطور زنده هستید من را در توییتر پیدا و دنبال کنید. (twitter.com/@h0d3r_fa)

فصل اول

میرحسین موسوی ساعاتی پیش بدست گروهی لباس شخصی از حبس خانگی ربوده و به مکانی نامعلوم برده شد. هنوز جزییات بیشتری در دست نیست.

یکی از فرزندان موسوی به ایسنا گفته که چند دقیقه‌ی پیش پدرش به او تلفن زده و صحبتی کوتاه کرده است. او صدای پدر را «بسیار شاد» خوانده.

این اتفاق چند ساعت پس از پایان تجمع بزرگ مردم تهران و شیراز و تبریز در مراسم چهلمین روز کشته شدن قربانیان اعتراضات آبان رخ داد.

این تجمع با فراخوان گروهی از فعالان جنبش سبز در داخل و خارج از کشور و با مجوز وزارت کشور انجام شد و بدون مزاحمت نیروهای فراوان امنیتی که در اطراف بودند به پایان رسید.

بنابر اخبار رسیده میرحسین موسوی به همراه زهرا رهنورد از کشور خارج شده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه کسانی و با چه هدفی دست به این اقدام زده‌اند.

سخنگوی سپاه پاسداران و سخنگوی دولت بطور جداگانه گفته‌اند که ربودن موسوی و رهنورد حقیقت دارد ولی اطلاعی از عوامل آن ندارند و درحال بررسی جزییات ماجرایند.

محمد رضا عارف که از پی‌گیران رفع حصر بود اعلام کرده که موسوی و رهنورد بخاطر آلودگی هوا توسط نیروهای امنیتی به مکان امنی در شمال تهران برده شده‌اند. فرزندان موسوی سخنان عارف را تکذیب کرده‌اند.

گزارشهای پراکنده حاکی از بازداشت گسترده‌ی اعضای ارشد گروههایی هستند که فراخوان مراسم چهلم قربانیان آبان را که پریروز برگزار شد داده بودند. روزنامه‌ی کیهان در سرمقاله‌ی دیروز به مسوولان امنیتی درین مورد هشدار داده بود.

شنیده شده که رییس جمهور روحانی در جلسه‌ی دیشب شورای امنیت ملی پس از بازخواست از رییسی، رییس قوه‌ی قضاییه، برای بازداشتهای گسترده‌ی صبح دیروز با سعید جلیلی درگیری لفظی شدید پیدا کرده و جلسه را ترک کرده. جلیلی تلویحا به دستور مستقیم رهبری برای بازداشتها اشاره کرده.

لوموند در گزارشی کوتاه ورود میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به پاریس را همراه با عکسی در فرودگاه گزارش کرده. هردو خندان و دست در دست.

در گزارش به نقل از موسوی آمده که پنج لباس شخصی ناشناس خود را از اعضای ناراضی اطلاعات سپاه معرفی کرده بودند که یکی‌شان برادرش را در کرج با تیر مستقیم به صورتش در شورشهای آبان از دست داده بود.

آنها به موسوی گفته بودند که پس از حوادث آبان هم‌قسم شدند تا برای نجات مردم و کشور به هر قیمتی شده موسوی را از حصر خارج کرده و از مرز خارج کنند. سه نفر از آنان در ایران ماندند و دو نفر پس از ورود به ترکیه با موسوی خداحافظی کرده‌اند.

زهرا رهنورد در ترکیه به موسوی پیوسته و به کمک نیروهای خودسر اطلاعات سپاه و با همکاری سفارت فرانسه در آنکارا ظرف ۲۴ ساعت به این کشور پرواز کرده‌اند.

زیتون گزارش داده که در جلسه‌ی اخیر شورای امنیت ملی که روحانی آن را پس از مشاجره با جلیلی ترک کرده است، دستور رهبری برای قطع اینترنت ملی از جهانی نیز بطور شفاهی توسط جلیلی مطرح شده بوده. ظریف و جهانگیری نیز جلسه را ترک کرده‌اند.

بی‌بی‌سی فارسی در خبری فوری از بازداشت همزمان ظریف، جهانگیری، جنیدی، ربیعی، کلانتری، مولاوردی، نیلی، نهاوندیان، و آشنا در بامداد امروز بدست اطلاعات سپاه خبر داده است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی از حضور انبوه نیروهای ویژه (نوپو) و لباس شخصی در اطراف منزل رییس جمهور روحانی در زعفرانیه خبر می‌دهند. ظاهرا روحانی از صبح اجازه‌ی خروج از منزل را نیافته است.

فوری: اینترنت موبایل در تهران با کندی بسیار و نزدیک به قطعی کامل مواجه شده است.

اخبار ساعت ۲۱ سیما اعلام کرد که رییس جمهور استعفای اسحاق جهانگیری را از معاونت اولی خود پذیرفته و محمدرضا عارف را به این سمت برگزیده است.

نخستین توییت میرحسین موسوی، از پاریس چند دقیقه‌ی پیش:
بسم الله الرحمن الرحیم. وَمَنْ یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَهً. (نساء، ۱۰۰) «و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین اقامتگاه‌هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت.»

سخنگوی قوه‌ی قضاییه بازداشت معاونان و وزرای روحانی را تکذیب کرد، اما تایید کرد که بخاطر شرایط حساس کشور ممکن است نهادهای امنیتی رایزنی‌هایی با آنان کرده باشند.

خبر ۲۰:۳۰ از حکم جواد ظریف، وزیر خارجه، برای عباس عراقچی به عنوان سفیر ایران در ژاپن و انتصاب سعید جلیلی بجای او به عنوان معاون سیاسی وزیر خارجه خبر داده. چند روز پیش شایع شده بود که ظریف بازداشت شده که دیروز تکذیب شد.

سرعت اینترنت موبایل در تهران که دیروز به نزدیک صفر رسیده بود امروز به حالت عادی برگشته.

نسخه‌ی فردای روزنامه وطن امروز از انتصاب صادق محصولی به قائم مقامی وزارت نفت خبر داد. هنوز این خبر جایی تایید نشده است.

گروهی از رانندگان تپسی و اسنپ از امشب جلوی وزارت ارتباطات تحصن کرده‌اند. آنها به اختلال‌های روزهای اخیر در شبکه‌ی موبایل اینترنتی اعتراض دارند.

رسانه‌های جهان خبر اقامت موسوی و رهنورد را در پاریس تیتر کرده‌اند. عکسی هم از او و رهنورد در حال بازدید از باغی در نوفل لو شاتو که آیت الله خمینی مدتی در سال ۱۹۷۸-۷۹ در آن بسر برده بود منتشر شده است.

موسوی و رهنورد با وجود اصرار رسانه‌ها هنوز حاضر به مصاحبه با هیچ رسانه‌ای نشده‌اند. فرزندانشان در توییتر هشدار داده‌اند که مردم فریب گزارشهای جعلی رسانه‌های اصولگرا را درباره‌ی مواضع موسوی نخورند.

رجانیوز خبر داده که امشب جلسه‌ی بسیار مهمی در شورای امنیت ملی به ریاست رییس جمهور درحال برگزاری است.

رضا علیجانی در کانال تلگرامش نوشته که از تهران خبر رسیده پس از ربوده شدن موسوی و انتقالش به پاریس بدست اعضای خودسر اطلاعات سپاه بازداشتهای وسیعی درین سازمان صورت گرفته است و حتا چند مدیرکل تغییر کرده‌اند.

کیهان فردا در گفت و شنود ماجرای ربوده شدن موسوی بدست اعضای خودسر اطلاعات سپاه را به سخره گرفته و تلویحا آن را برنامه فریب‌ خود نظام برای حل مشکل غامض موسوی دانسته.

جمیله‌ کدیور، همسر عطاءالله مهاجرانی، در حساب توییتریش نوشته که مهاجرانی حدود یک هفته پیش در بدو ورود به تهران پس از حدود ۲۰ سال توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده است و جز یک تماس سه دقیقه‌ای خبری از او ندارد.

روزنامه‌ی شرق، که تیتر اول شماره‌ی فردای خود را با توجه به جابجایی جهانگیری با عارف، جلیلی با عراقچی، و انتساب محصولی در وزارت نفت «کودتا در دولت» خوانده بود و در سرمقاله‌اش از روحانی خواسته بود استعفا دهد، در نیمه امشب توقیف شد و اجازه‌ی توزیع نیافت.

رجانیوز گزارش داده که روحانی صبح امروز و پس از جلسه‌ی داغ دیشب شورای عالی امنیت ملی استعفا داده است.

تمام روزنامه‌هایی که به نقل از رسانه‌های جهانی اشاره‌ای به خبر خروج موسوی از ایران و اقامتش در پاریس کرده بودند ساعتی پیش بدستور دادستان کل کسور توقیف شدند.

ایسنا از جلسه‌ی امروز هیات دولت عکسهایی منتشر کرده است. جای روحانی و ظریف و زنگنه و جنیدی خالی است و محمدرضا عارف ریاست جلسه را به عهده داشته است.

ایلنا نوشته بخشی از رانندگان تپسی و اسنپ که هر روز از صبح جلوی وزارت ارتباطات در اعتراض به اختلال اینترنت موبایل تجمع می‌کردند زیر پل سیدخندان چادر زده‌اند و قصد دارند تحصن کنند.

خبر فوری فارس: رهبری استعفای روحانی را پذیرفت. معاون اول، عارف مسوولیت‌های رییس جمهور را طبق قانون بعهده گرفته است. انتخابات مجلس و ریاست جمهوری همزمان شدند.

همزمان با انتشار خبر استعفای روحانی، اینترنت موبایل به دستور محمدرضاعارف، رییس جمهور‌ موقت، قطع شد. بلافاصله، وزیر ارتباطات، آذری جهرمی در توییتر استعفای خود را اعلام کرد.

میرحسین موسوی در دومین توییت خود از تبعیدگاه پاریس وعده‌ی احیای جبنش سیز را داده است:
«شالها و پیراهن‌ها، سربندها و دست‌بندها را درآورید. جنبش مردمی و خشونت‌پرهیز سبز را، برای احیای آرمانهای انقلاب ۱۳۵۷، جان تازه می‌دهیم.»

صدها نفر از مردم تهران به تحصن معترضان زیر پل سید خندان علیه قطعی اینترنت پیوسته‌اند.

درحالی که تمام اعضای ارشد احزاب مشارکت و اتحاد ملی از هفته‌ی پیش در بازداشت اطلاعات سپاهند، کیهان امروز اشاره کرده که نیروهای امنیتی هنوز موفق به یافتن مصطفی تاجزاده و همسرش نشده‌اند.

قطع شدن کامل شبکه‌ی موبایل از اینترنت در تهران به شیراز، اصفهان، رشت، تبریز، زاهدان، سنندج، و اهواز هم رسیده است. رسانه‌ها گزارش میکنند که شبکه ملی نیز بسیار کند است و ظرفیت این تعداد کاربر همزمان را ندارد.

خبر ویژه‌ی کیهان از رییس جمهور مستعفی حسن روحانی خبر داده که پس از استعفا با حضور در آرامگاه آیت الله خمینی با حسن خمینی، محمد خاتمی، و اکبر ناطق نوری دیداری چند ساعته کرده و هشدار داده که فتنه‌ای دیگر راه است.

با پیوستن هواداران تیم استقلال به معترضان تحصن‌کرده روبروی وزارت ارتباطات، جمعیت معترضان به حدود دوهزار نفر رسیده است و مدام به آن افزوده می‌شود. دیشب صدها نفر از معترضان به قطعی اینترنت موبایل از شبکه‌ی جهانی زیر پل سیدخندان در چادر خوابیدند.

با توجه به قطعی واتس اپ و تلگرام روی شبکه‌ی موبایل، معترضان جلوی وزارت ارتباطات برای سازماندهی و خبررسانی از پیام‌رسانهای ملی استفاده میکنند. جمعیت ساعت به ساعت در حال افزایش است.

فوری: نخستین کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی پس از حصر نه ساله بزودی در پاریس برگزار خواهد شد.

آیت الله محمد یزدی درگذشت. ایرنا گزارش داده که در جلسه‌ی امروز صبح شورای نگهبان حال یزدی پس از مشاجره با صادق لاریجانی بد شده و یزدی پیش از انتقال به بیمارستان فوت کرده است.

بی‌بی‌سی فارسی خبر داده که چندصد نفری که با فراخوان رضا پهلوی در میدان آزادی (شهیاد سابق) جمع شده‌ بودند بدون مزاحمت نیروهای امنیتی پس از خواندن بیانیه و درخواست از پهلوی برای بازگشت به ایران در سالگرد تاریخ خروج پدرش در ۲۶ دی ۵۷ متفرق شدند.

دیشب نیروهای امنیتی و پلیس در عملیاتی ضربتی صدها چادری را که متحصنین جلوی وزارت ارتباطات زیر پل سیدخندان برپا کرده بودند برهم زدند و با بستن خیابانهای اطراف از امکان تجمع جلوگیری کردند. گزارشها حاکی از بازداشت صدها نفر است.

مجله‌ی بررسی کناب لندن در مقاله‌ای بلند به قلم طارق علی، روشنفکر چپ انگلیسی، که تازه از سفر ایران بازگشته مقاله‌های میشل فوکو را از انقلاب ۵۷ ایران بازخوانی کرده. علی نوشته اگر فوکو بود می‌نوشت ایران بعد از چهار دهه تجربه، آبستن انقلابی دیگر است.

علی در‌ین مقاله تشریح کرده که چطور رژیم ایران حتا گزارشهای فوکو را هم که نگاهی فلسفی به تلاش ملتهای غیراروپایی برای خلق مدرنیته‌های متفاوت بودند به نفع خود مصادره کرده و در عمل یک نظام تک حزبی مدرن و متمرکز و اقتدارگرا و میلیتیاریستی ساخته که شباهتی به افق ماههای نخستش ندارد.

وی خوشی خیابانهای اطراف میدان انقلاب را گرفته است. ایرنا گزارش داده که منشاء این بو تصادف یک تریلی حامل مایع خوشبوکننده‌ی لباس در میدان انقلاب و پخش شدن مایع روی آسفالت است.

ایسنا گزارش داده با قطعی اینترنت جهانی از شبکه موبایل تمایل به پیام‌رسانهای ایرانی به اوج رسیده. اما بسیاری از مردم و بخصوص جوانان خشمگین‌اند و این تصمیم را توهین آمیز می‌دانند. شبکه‌های کابلی و نوری همچنان به اینترنت متصل‌اند.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد ساعت سه بعد از ظهر اولین کنفرانس خبری خود را در هتل فوشون در میدان مادلن پاریس برگزار می‌کنند.

کمی ‌پس از اعلام زمان کنفرانس مطبوعاتی موسوی و رهنورد در پاریس، دسترسی به اینترنت در تمام ایران قطع شده است.
گروه بزرگی از خبرنگاران و دوربینهای تلویزیونی در اطراف میدان و کلیسای مادلن و هتل فوشون که محل برگزاری نشست موسوی و رهنورد در پاریس است جمع شده‌اند. این نشست قرار است تا چند ساعت دیگر آغاز شود.

بی‌بی‌سی فارسی گفته که نشست موسوی و رهنورد را بطور مستقیم پوشش خواهد داد.

با توجه به قطع شدن کامل ایران از اینترنت از صبح امروز مردم با پیامک و پیام‌رسانهای داخلی ساعت پخش نشست موسوی را به همدیگر اطلاع داده‌اند.

گروهی از حامیان مجاهدین خلق که جلوی هتل جمع شده بودند و برای گروههای خبرنگار مزاحمت ایجاد میکردند توسط پلیس فرانسه بازداشت شدند.

با توجه به قطع شدن کامل ایران از اینترنت از صبح امروز مردم با پیامک و پیام‌رسانهای داخلی ساعت پخش نشست موسوی را به همدیگر اطلاع داده‌اند.

تلویزیون ایران اینترنشنال از دیشب در حال آگهی برای کنسرت زنده‌ی ابی در استودیوی این تلویزیون در لندن است که قرار است در آن مسیح علینژاد و رضا پهلوی نیز چند دقیقه‌ای با ابی همخوانی کنند. حالا اعلام کرده که ساعت اجرا و پخش کنسرت همزمان با کنفرانس مطبوعاتی موسوی است.

یک روزنامه عراقی گزارش داده که برادران لاریجانی در شهر نجف خانه‌ای پنج طبقه خریده‌اند.

فصل دوم

با نزدیک شدن به ساعت پخش نشست زنده‌ی موسوی و رهنورد از پاریس خیابانهای تهران بطور مشهودی خلوت شده است. عده‌ای هم در فروشگاهها و مغازه‌ها رادیوهای موج کوتاه خود را، باتوجه به قطعی اینترنت، روی رادیوی بی‌بی‌سی تنظیم کرده‌ و منتظر آغاز پخش نشستند.

بی‌بی‌سی فارسی ژیار گل را به محل نشست فرستاده و او پیش از آغاز نشست روی موضوع قتلهای ۶۷ تمرکز کرده و سعی میکند به کمک میهمانانی چون شادی صدر و کاوه شهروز موسوی را در آن جنایت مقصر نشان دهد. میهمان دیگری دعوت نشده تا این ادعا را به چالش بگیرد.

عبدالکریم سروش از در پشت وارد سالن کوچک هتل شد و پشت میزی ساده که با پارچه‌ی سبز پوشیده شده نشست. بیشتر از جمعیت نشسته، خبرنگاران در انتها و گوشه‌های سالن ایستاده‌اند. انبوهی دوربین و سه‌پایه ته سالن است. خبرنگاران خارجی او را با موسوی اشتباه گرفتند.

سروش در سخنان کوتاهی گفت که به دعوت موسوی آمده و قرار است او را در سخن کوتاهی به خبرنگاران به انگلیسی معرفی کند. به میهمانان خوش‌آمد گفت و دعا کرد این آغازی برای پایان فصل سرمای ایران باشد.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، آراسته ولی شکسته‌تر از پیش، وارد شدند. همهمه و صدای گریه‌ی بعضی حاضران با صدای شاتر دوربینها و تلاش عکاسان برای جلب نگاه موسوی و رهنورد آمیخت.

موسوی با صدایی لرزان و ذرات درخشان عرق روی پیشانی‌اش شروع کرد: «بسم‌الله الرحمن الرحیم… بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم»

از سروش و حاضران تشکر کرد و گفت که ده سال است در‌ جمع سخن نگفته و خندید و خنداند و دعای هدایت کرد برای محصورکنندگانش.

گفت هرگز نمیخواسته از وطن خارج شود و این تبعید برای او و همه‌ی ایرانیان تبعیدی حتما کوتاه خواهد بود. گفت دردناک است که انقلابی که چهل سال پیش برایش اینهمه هزینه دادیم تا آزادی و رهایی از استبداد و عدالت و رفاه عمومی و معنویت بیاورد دیگر فرق زیادی با حکومت پهلوی ندارد.

رهنورد پس از سلام و خوش‌آمدگویی گفت دیگر کافی است و برای نجات کشور و آینده‌ی بچه‌ها و نوه‌هایمان باید همه بپاخیزیم. گفت کسی دنبال یک انقلاب تازه نیست، بلکه باید روح انقلاب ۵۷ را که رهایی از استبداد و وابستگی و بی‌عدالتی و مادیگرایی بود زنده کنیم.

گفت ایران از همه نظر در خطر نابودی است، از بحران زیست‌محیطی گرفته تا فساد و و فقر و بیکاری و نابرابری، از انزوای جهانی تا بحران نیروی انسانی، از بحران اخلاقی گرفته تا پیرشدن جمعیت، از قومگرایی و نژادپرستی تا بحران حکمرانی…

موسوی گفت جبنش سبز جنبش نجات ایران بود، نه یک حرکت حزبی و برای همین تا عمیق‌ترین لایه‌های حامیان نظام نفوذ داشت. گفت باید این جنبش فراگیر را زنده کنیم و هرکس که نگران آینده‌ی این سرزمین است را جذب. چه متدین و چه غیر آن، چه حامی و چه مخالف نظام کنونی، چه کهنسال و چه جوان.

گفت هیچ ارتش و پلیسی، هرچقدر بی‌رحم و هرقدر مسلح، نمیتواند جلوی جمعیتی ده‌ها برابر خودش بایستد. ما چهل سال پیش قویترین ارتش منطقه را با دست خالی و ظرف چند ماه تسلیم کردیم.

گفت نه من قصد دارم مثل آیت الله خمینی حرکتی را رهبری کنم و نه جامعه‌ی امروز ایران آن جور رهبری را نیاز دارد. قصد من تنها زنده کردن تخیل مردم است تا با تصور آینده‌ای متفاوت ‌وضع را عوض کنند. من میخواهم هم رویایی شیرین ولی ممکن باشم و هم ساعتی که زنگ می‌زند و بیدار می‌کند.

رهنورد گفت برانداز و ضدانقلاب کسانی‌اند که از حدود ۲۰ سال پیش جمهوری اسلامی را قدم به قدم به نظام پادشاهی نزدیک کردند. کسانی که برای تک تک نهادهای انتخابی نهادهای موازی ساختند تا آنها را بی اثر کنند. جبنش سبز است که انقلابی و آرمان‌خواه و ضد طاغوت است.

موسوی گفت پادشاهی شیعی آقایان حتا از پادشاهی پهلوی آمریکایی‌تر شد. هرچه بیشتر ضدآمریکا شعار دادند، بیشتر شبیه آن شدند. به بهانه دفاع، ایران را به قدرتی امپریالیستی بدل کردند که در بیرون از مرزهایش سرباز و پادگان دارد و در نظام سیاسی کشورها دخالت مستقیم میکند.

موسوی گفت این جمهوری اسلامی نیست، پادشاهی امپریالیستی شیعی است، ترکیبی از بدترین ویژگیهای کره شمالی، آمریکا، و عربستان سعودی. رهنورد سر تکان داد و زیر نگاه نرم موسوی یک جمله اضافه کرد: «قرار ما این نبود، دیگر بس است.»

موسوی به همراه رهنورد بلند شدند و دست تکان دادند و بدون پاسخ به فریاد سوال خبرنگاران، با دستی نجیب بر پشت یکدیگر خارج شدند.

زیتون گزارش داده که ویدیوی نشست خبری موسوی و رهنورد در پاریس بدلیل قطع اینترنت در پیام‌رسانهای داخلی دست به به دست می‌‌شود و در بعضی محلات تهران و شیراز شیرینی پخش شده. همزمان شایع شده که روحانی، خاتمی، و ناطق و حسن خمینی از بیرون رفتن از خانه منع شده‌اند.

مصطفی تاجزاده در گفتگو با کلمه گفته تلاش نییروهای امنیتی برای بازداشتش بی‌نتیجه بوده و او و همسرش میهمان مردم شهرهای گوناگون ایرانند. او نشست خبری موسوی و رهنورد را آغازی تازه دانسته و از حامیان نظام خواسته بدون تعصب به سخنان موسوی بیندیشند.

خبر نشست خبری موسوی در پاریس تیتر اول رسانه‌های دنیاست. لوموند تیتر بزرگ زده «انقلاب تازه در ایران از پاریس؟». لیبراسیون کل صفحه را با عکس بزرگی از موسوی و رهنورد پوشانده و تیتر زده «انقلاب سبز، نسخه‌ی دو». در بسیاری از روزنامه‌ها و رسانه‌های دنیا هم تیتر یک یا دو است.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، یک روز پس از نشست خبری در پاریس، پیامی در سایت خود منتشر کرده‌اند. آن‌ها در این پیام از مردم خواسته‌اند برای اتمام حجت با رهبری به او نامه‌های نصیحت‌آمیز بنویسند و به نشانی او پست کنند. نام این کارزار «یک میلیون نصیحت» است.

سایت موسوی-رهنورد عکس نامه‌ی آنها را به آیت الله خامنه‌ای منتشر کرده: «جناب آقای خامنه‌ای، با سلام، دست‌آوردهای سه دهه سلطنت مطلقه‌ی شما بر کشور کم نیست، ولی زیان‌هایی که به منابع مادی و انسانی ایران زده‌اید بسیار بیشتر است. پیش از آنکه دیر شود به خود بیایید.»

رییس جمهور موقت، محمد رضا عارف، استعفای علوی وزیر اطلاعات را پذیرفت و حسن محقق را بجای او به عنوان سرپرست وزارت اطلاعات منصوب کرد. محقق پیش ازین قائم مقام اطلاعات سپاه بود.

عارف طی حکمی جداگانه محمد باقر قالیباف را به عنوان معاون اول خود برگزید.
پس از استعفای روحانی، قرار است دولت موقت محمدرضا عارف انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را همزمان در اسفند ماه برگزار کند.

با درگذشت محمد یزدی و مهاجرت آملی لاریجانی به عراق، شورای نگهبان دو عضو کلیدی‌اش را از دست داده است و سرنوشت روند بررسی صلاحیت‌ها برای دو انتخابات در ابهام است.

کیهان در خبر ویژه نوشته که از زمان قطعی کامل اینترنت برخی سفارتخانه‌های غربی فرستنده‌های وای-فای قوی در اطراف محل خود نصب کرده‌اند که شهروندان می‌توانند از آنها برای اتصال به اینترنت استفاده کنند. به وزارت خارجه و پلیس هشدار داده که جلوی این کار را بگیرند.

شبکه خبر از احکام رهبری برای آیت الله سید مجتبی حسینی (خامنه‌ای) و احمد خاتمی برای عضویت در شورای نگهبان خبر داد.

عماد افروغ نامه‌ای را که برای کارزار «یک میلیون نصیحت» موسوی فرستاده در وبلاگ خود قرار داده. او به رهبری نوشته: کاش در همان سالگرد سی سالگی رهبری کنار میرفتید و به فاجعه‌ی سرکوب آبان ۹۸ نمی‌رسیدیم و اضافه کرده: اگر به فکر کشور نیستید، به فکر نام خود در تاریخ باشید.

زیتون خبر داده که ظاهرا آیت الله خامنه‌ای به توصیه موکد پزشکان بخاطر آلودگی هوا تهران را به مقصد مشهد ترک کرده است.

علی و صادق لاریجانی که از چند هفته‌ی پیش در عراق به‌سر می‌برند در نجف با آیت الله سیستانی دیدار کردند. صادق لاریجانی پیشتر از عضویت در شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت استعفا داده بود و علی هم مدتی است در مجلس حاضر نشده است.

صادق زیباکلام در مصاحبه با ایلنا گفته نظام سابق حکومت نظامی را بطور رسمی اعلام میکرد، کاش اقلا شجاعت آن را داشتیم.

علی فروغی با حفظ سمت ریاست شبکه‌ی سه قائم مقام ریاست صداوسیما شد.

سایت مشرق عکسهایی دیده نشده از دوران جوانی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی را در حال رقص در یک میهمانی در تهران در اواخر دهه چهل منتشر کرده است.

رویترز به نقل از یک افسر سابق کا گ ب ادعا کرده میرحسین موسوی در ده ماه اقامتش در دهه‌ی ۵۰ در آمریکا بطور مرتب با یک مامور مخفی شوروی در تماس بود و اطلاعاتی را از فعالیت دانشجویان مخالف پهلوی به او میداده.

پیام‌رسانهای ایرانی روی شبکه ملی هم از صبح فیلتر شده‌اند، چون فیلمهای نشست خبری میرحسین از طریق آنان دست به دست میشده. کلمه گزارش داده که بسیاری رو به پیام‌رسان‌های بلوتوثی رو آورده‌اند.

فارس گزارش داده که گروهی که در ایستگاههای مترو ویدیوی نشست موسوی و رهنورد را روی ذخیره‌های فلش می‌فروختند دستگیر شده‌اند.

در نخستین اقدام پس از حکم قائم مقامی علی فروغی بر صداوسیما، امشب پس از اذان مغرب اقامه‌ی نماز آیت الله سید مجتبی حسینی (خامنه‌ای) از شبکه‌ی یک پخش شد.

فصل سوم

محمدرضا شجریان دقایقی پیش در منزلش در تهران درگذشت.

همایون شجریان در اینستاگرام خود نوشت که مراسم تشییع و به خاک سپاری پدرش فردا صبح از تالار وحدت انجام خواهد شد.

باوجود قطع اینترنت از هفته‌ی‌گذشته، خبر درگذشت شجریان به سرعت در داخل ایران پخش شده و میلیونها ایرانی را در سراسر دنیا عزادار کرده است.

میرحسین موسوی دقایقی پیش از پاریس درگذشت شجریان را در توییتی تسلیت گفت: «استاد شجریان حنجره‌‌ی طلایی‌اش را با خود برد، ولی صدایش آواز بیداری یک ملت خواهد ماند. درگذشتش را به خانواده‌‌ی محترمش و به ملت داغدار ایران تسلیت می‌گویم.»

از نخستین ساعات صبح انبوهی از جمعیت در اطراف تالار وحدت، محل تشییع محمدرضا شجریان، در خیابانهای حافظ و انقلاب جمع شده‌اند. مراسم هنوز شروع نشده است.

حجم جمعیت به اندازه‌ای زیاد است که خیابان حافظ از طالقانی تا جمهوری و خیابان انقلاب از فردوسی تا ولی‌عصر بسته شده است.

بعضی از حاضران با دستگاههای پخش و بلندگوهای سیار به خیابان آمده اند و آهنگهای شجریان را با صدای بلند پخش میکنند. بسیاری با رادیوهای موج کوتاه خود در حال گوش دادن به ویژه‌برنامه‌ی بی‌بی‌سی فارسی هستند.

هوای تهران که از در بدترین وضعیت آلودگی بود از بامداد امروز با وزش شدید باد پاک شده و صاف و آفتابی است.

گروههای از دختران و پسران جوان در حال خواندن تصنیفهای شجریان در حال پیوستن به جمعیت هستند.

با توجه به قطعی اینترنت، تجمع چنین جمعیت بزرگی در فرصتی چنین کوتاه شگفتی همه را برانگیخته است.

خبر استقرار نیروهای ویژه‌ بطور مسلح در ضلع جنوبی خیابان جمهوری دهان به دهان میچرخد.

مراسم با اجرای زنده‌ی دو مرد و دو زن جوان از آهنگهای شجریان آغاز شده است. یکی از نوازندگان که زنی جوان است تکخوان روی بعضی قطعات است.

عکسهای گوناگونی از شجریان در دستان مردم است. در میان جمعیت تعداد زیادی از خانمهای چادری و مردان روحانی دیده می‌شوند. بسیاری با رادیوهای کوچک چسبانده به گوش حرکت می‌کنند.
رادیو پیام اعلام کرد که تمام ایستگاههای اطراف محل برگزاری تشییع شجریان بسته است. جمعیت از هر چهار جهت جغرافیای در اطراف حافظ و انقلاب گسترش یافته. پهپادهای متعددی در حال گشتن بر فراز جمعیت دیده می‌شوند.

تک‌خوان زن گروه در حال خواندن آهنگ «بشارت» («زمانه قرعه ی نو می زند به نام شما») بود که هلی‌کوپتری بر فراز جمعیت ظاهر شد. (بشنوید.)

متروی تهران تعطیل شد. جمعیت بزرگی از میدان تجریش پیاده به سمت جنوب خیابان ولی عصر در حرکتند و لحظه به لحظه به تعدادشان افزوده می‌شود. صدای پرواز هلی‌کوپترها در شمال و مرکز تهران یک لحظه قطع نمی‌شود.

رادیوی بی.بی.سی خبر از پیام‌های تسلیت متعدد شخصیتهای داخل و خارج داده. درین میان پیام تسلیت مشترک خاتمی، روحانی، حسن خمینی، و ناطق نوری جلب توجه کرده است. در جمعیت شایع است که خاتمی برای سخنرانی به تالار وحدت می‌آید. اما انبوه جمعیت مانع رسیدن حتا همایون شجریان شده است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی در هیچکدام از بخشهای خبری خود از بامداد تاکنون هیچ اشاره‌ای به خبر درگذشت شجریان نکرده و درحال پخش برنامه‌های عادی خود است.

خبرها حاکی از جمعیت بزرگی است که از جنوب خیابان حافظ و ولی عصر در حال حرکت به سمت خیابان انقلابند. تهران از ۲۵ خرداد تا کنون جمعیتی چنین عظیم به خود ندیده است.

به رغم حضور رهبری در مشهد، نیروهای ویژه با چندلایه ماشین‌ زرهی اطراف بیت رهبری و مجموعه‌ی ریاست جمهوری را احاطه کرده‌اند. اما توان بستن خیابان ولی‌عصر را بخاطر جمعیت انبوهی که در آن است نداشته‌اند و تنها در ابتدای خیابانهای آذربایجان و پاستور ایستاده‌اند.

صدای تیراندازی در حوالی صداوسیما در شمال خیابان ولی عصر شنیده شده است. شاهدان عینی در تماس تلفنی به بی.بی.سی گفته‌اند که تیراندازیهای هوایی بوده و به کسی آسیب نرسیده است.

از لحظاتی پیش شبکه‌ی دیتا و پیامکی موبایل کل تهران قطع شده است. گفته می‌شود امکان تماس تلفنی با خارج از کشور نیز قطع شده است.

در تالار وحدت اعلام شد به دلیل انبوه جمعیت پیکر شجریان از میدان انقلاب تشییع خواهد شد و همایون شجریان نیز هم اکنون آنجاست.

پس از تند شدن شعارها علیه صداوسیما و قائم مقامش علی فروغی، چند مرد جوان غیرمسلح درحال بالا رفتن از نرده‌های محوطه‌ی صداوسیما در خیابان ولی عصر با اصابت گلوله‌ی تک‌تیراندازها به سرشان جان داده‌اند.

همایون شجریان با تاخیر زیاد روی دست مردم به یادمان وسط میان خیابان انقلاب رسید. گفت حیرت‌زده از حضور مردمی است و اوست که باید به مردم تسلا بدهد. گفت طبق وصیت پدرش ابیاتی را از سایه در دستگاه ماهور از آلبوم سپیده (چاوش ۶) خواهد خواند. (بشنوید.)

دلا دیدی که خورشید ازشب سرد
چو آتش سر ز خاکستر بر آورد
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
زهر خون دلی سروی قدافراشت
زهر سروی تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است

صدای شجریان دو بار در میان خواندن لرزید و شکست و در پایان گفت برای پدرش فاتحه‌ای خوانده شود و بعد در میان جمعیت گم شد. پس از خواندن فاتحه، گروهی شروع به خواندن تصنیف «مرغ سحر» کردند و به سرعت تمام حاضران در میدان و اطراف با آنان همراه شدند.

خبر کشته یا مجروح شدن پنج مرد و دو زن جلوی صداوسیما را مردم از رادیو شنیده و خشمگین‌اند. اما هنوز از چهار جهت به جمعیت اطراف میان انقلاب اضافه می‌شود.

پس از همخوانی هزاران نفره در میدان انقلاب از تصنیف «مرغ سحر»، بلندگوهای روی وانت بزرگی که در کنار میدان است کل آلبوم سپیده‌ی شجریان را پخش می‌کنند. وسط آن مجری اعلام میکند که نیروهای امنیتی پیکر شجریان را دزدیده‌اند و هنوز کسی نمیداند کجاست و خواست که جمعیت منتظر بماند.

شبکه‌ی دوی تلویزیون ایران ناگهان شروع به پخش بی‌وقفه‌ی کنسرتهای شجریان کرده است. با وجود سکوت خبری مطلق دیگر شبکه‌های صداوسیما این اقدام تعجب‌ بسیار انگیخته است.

میرحسین موسوی در توییتی اعلام کرده که تا ساعاتی دیگر پیامی ویدیویی به مردم خواهد فرستاد و از آنان خواسته خیابان‌ها را ترک نکنند.

عکسهایی از حضور روحانی، خاتمی، ناطق نوری، و حسن خمینی در کنار هم و بدون عمامه در میدان تجریش منتشر شده است.

دقایقی پس از خبر پیام ویدیوی آتی میرحسین موسوی، شبکه‌ی اینترنشنال زیرنویس کرد که تا ساعاتی دیگر مصاحبه‌ای را با رضا پهلوی بطور زنده پخش خواهد کرد.

رفت و آمد پیاپی چند هلی‌کوپتر به جموعه‌ی بیت رهبری و ریاست جمهوری توجه برانگیخته است. میان مردم شایع است که مقصد هلی‌کوپترها فرودگاه مهرآباد بوده است.

بی.بی.سی مصاحبه‌‌ی چند دقیقه پیش شبکه خبر را با باقر قالیباف معاون اول رییس جمهور پخش کرده که در آن قالیباف ضمن تسلیت بخاطر درگدشت شجریان اعلام کرده که مراسم به خاک‌سپاری شجریان بخاطر ازدحام فراوان فردا در حرم عبدالعظیم انجام می‌شود و از مردم خواسته خیابان‌ها را ترک کنند.

فصل چهارم

شبکه دو آزاد شد—کارمندان و مدیران حامی جنبش کنترل پخش شبکه‌ی دو در‌میدان آرژانتین را بدست گرفته‌اند. پخش مکرر پیام موسوی و نشست خبری‌اش در پاریس از این شبکه‌ و زیرنویسش از اخبار تازه شگفتی همه را برانگیخته و موجب افزایش جمعیت در محله‌ها و خیابانها شده.

روحانی، خاتمی، ناطق نوری، و حسن خمینی در بیانیه‌ای کوتاه از پیام موسوی حمایت کرده و با هشدار درباره‌ی احتمال کودتا از مردم و بدنه‌ی ادارات و سازمانهای دولتی خواستند با امکانات لجستیک خود به مردم کمک کنند تا در خیابانها بمانند.

جمعیت اطراف صداو سیما با دخالت نیروهای ضدشورش و گاز اشک آور پراکنده شده است، اما تمام خیابانهای حوالی میدان فاطمی، ولی عصر، فلسطین مملو از جمعیت است. مردم کل پارک لاله را اشغال کرده‌اند.

بی‌بی‌سی میگوید دانشگاه تهران و امیرکبیر که با پلیس ضد شورش محافظت میشدند با وجود پاره‌ای درگیری و تیراندازی به تسخیر مردم درآمده است و عده‌ی زیادی در آن پناه گرفته‌اند.

زیرنویس شبکه‌ی دو از احتمال حمله‌ی های نیروهای ویژه به این شبکه خبر داده و از مردم کمک خواسته است. صدای تیراندازی پراکنده در اطراف این شبکه شنیده میشود. لوگوی این شبکه از ساعاتی پیش به رنگ سبز درآمده.

پخش مستقیم لیگ فوتبال «جزیره» (همان بریتانیا) از شبکه‌ی سه در ساعت هشت ون نیم شب قطع شد و پخش خبر ۲۰:۳۰ برای اولین بار ازین شبکه آغاز شد.

قالیباف، معاون رییس جمهور موقت، در مصاحبه با ۲۰:۳۰ اوضاع تهران را آرام و آماده‌ی توصیف کرد و هشدار داد که اگر کسانی دنبال فتنه‌ی جدیدی هستند بدانند که نظام به سختی ولی با تدبیر با سران آن برخورد خواهد کرد. جلیلی دبیر تازه‌ی شورای عالی امنیت ملی کنار او ایستاده بود.

رییس قوه‌ی قضاییه، ابراهیم رییسی در جلسه‌ی سران قضایی به سران فتنه‌ی جدید هشدار داد که صبر نظام حد مشخصی دارد و از مردم خواست حساب خود را از آنان جدا کنند.

خبر ۲۰:۳۰ گزارشی از تجمعی چندصدنفره‌ی امت حزب‌الله در بیرون شورای نگهبان پخش کرد و گفت که معترضان خواستار برخورد شورای نگهبان با خواص فتنه‌گری که در مجالس شورا و خبرگان حضور دارند شد.

۲۰:۳۰ در گزارش دیگری با ذوالقدر، سرپرست وزارت کشور، گفتگو کرد که خبر از آمادگی این وزارت برای برگزاری همزمان انتخابات مجلس و ریاست جمهوری طبق زمان‌بندی و روال پیش‌بینی‌شده می‌داد.

بی‌بی‌سی فارسی خبر از فراخوان صدها نفره‌ی گروهی از هنرمندان سینما، موسیقی، تجسمی، تئاتر، و شعر و ادبیات از مردم برای حضور در خیابان‌ها و بویژه میادیان انقلاب و آزادی خبر داد.

صدای تیراندازی ممتد از میدان آرژانتین شنیده می‌شود. خبرها حاکی از حمله‌ی نیروهای یگان ویژه‌ی سپاه به ساختمان این شبکه است. شایعات از کشته و زخمی شدن دهها نفر و بازداشت صدهانفر از کارکنان و تجمع‌کنندگان داغ است.

در حوالی نیمه‌شب، شبکه‌ی دوی سیما به پخش برنامه‌های عادی خود بازگشت و زیرنویس آن که در چند روز اخیر به شدت جنجالی شده بود قطع شد.

صبح خبرگزاری فارس از جلسه‌ی آتی شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت حسن روحانی برای عضویت در مجلس خبرگان خبر داد. اما چند ساعت بعد خبر را برداشت.

دهها هزار نفر از معترضان شب گذشته را در چادرهای کوچک در میادین آزادی و انقلاب و پارک لالله و دانشگاه تهران سپری کردند. امشب تعداد معترضان پس از بیانیه‌ی دیشب هنرمندان بیشتر خواهد شد.

آشپزخانه‌های دانشگاههای شریف و تهران و امیرکبیر تحت کنترل دانشجویان جنبش و با تمام ظرفیت در حال پخت غذا برای دهها هزار معترضی هستند که در خیابانها تحصن کرده‌اند.

گیرنده‌ی موج کوتاه رادیویی در مغازه‌ها تقریبا نایاب شده است. اما شایع است که محموله‌ی بزرگی از رادیوهای ارزان قیمت چینی در راه است.

رادیو فریاد از ابتدای راه اندازی مرتب از مردم میخواهد که برای متحصنین چادر و پتو و کیسه خواب بفرستند و خود نیز به آنان بپیوندند. بطور مستمر هم آلبومهای چاووش را پخش می‌کند و مابین آن مصاحبه‌ها و پیامهای ویدیوی موسوی را.

با توجه به قطعی کامل دیتا روی شبکه‌ی موبایل، رادیوی موج کوتاهی در مرکز تهران به نام «رادیو فریاد» براه افتاده است که تحولات جنبش را پوشش می‌دهد. هنوز مشخص نیست فرستنده‌ی این رادیو کجاست.

تسنیم و فارس در خبری فوری از حضور آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه‌‌ی این هفته در مشهد خبر داده‌اند. همزمان، دبیرخانه‌ی مجلس خبرگان فراخوانی برای تجمعی بزرگ در میدان انقلاب تهران پس از نماز جمعه داده است.

فروغی، قایم مقام صداوسیما، در مصاحبه‌ای با خبر ۲۰:۳۰ گفت که پخش شبکه‌ی دو توسط دشمن هک شده بود وگزارشهای مربوط به شورش داخلی در اول هفته و حمله‌ی خونین نیروهای ویژه برای پس گرفتن این شبکه را دروغ انگلیسی خواند.

گزارشهایی از حضور فراینده و انبوه نیروهای یگان ویژه‌ی سپاه در حوالی میدان انقلاب از نیمه شب می‌رسد. احتمال هجوم گسترده به هزاران نفر از متحصنان درین محدوده هست.

رادیو فریاد خبر داده که قالیباف، معاون رییس جمهور موقت، شخصا با ماسک و کلاه در اطراف میدان انقلاب حضور دارد.

بخشی از متحصنان از میدان انقلاب و پارک لاله به سوی دانشگاه تهران و بخشی دیگر به سرعت به سمت میدان آزادی در حال حرکتند.

دانشجویان زنجیره‌ای انسانی و چند لایه از داخل در کنار دیوارها و نرده‌های اطراف دانشگاه‌های تهران و امیرکبیر و شریف درست کرده‌اند تا از هجوم احتمالی یگان ویژه به داخل جلوگیری کنند.

از ساعاتی پیش پلیس تمام ون‌های درحال تردد در مرکز تهران را به ظن اینکه فرستنده‌ی رادیوی موج کوتاه فریاد هستند متوقف و بازرسی می‌کند. ولی این رادیو کماکان درحال پخش است.

گروهی از متحصنانی که با وجود احتمال حمله‌ی یگان ویژه در میدان انقلاب مانده‌اند شروع به سینه‌زنی و خواندن اشعاری درباره‌ی عاشورا و امام سوم شیعیان کرده‌اند.

گروهی جوان با ظاهر حزب‌الهی و پوششی سفید مانند کفن به همراه یک وانت و بلندگوهای بزرگ به میدان انقلاب رسیده‌اند. یک مداح حرفه‌ای در میان آنان حاضران را به سینه‌زنی و همراهی با نوحه‌خوانی عاشورایی‌اش فرا می‌خواند.

جمعیتی که در حال پراکنده شدن از میدان انقلاب بود دوباره منسجم شده و آرام آرام در حال عزاداری و سینه‌زنی است. زنان و مردان کنار هم سینه می‌زنند و می‌خوانند «صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است، مکن ای صبح طلوع.»

در حدود ساعت دو و نیم بامداد، بلندگوهای ماشینهای زرهی سیاه یگان ویژه که محدوده‌ی میدان انقلاب را محاصره کرده‌اند از مردم می‌خواهند که میدان را ترک کنند، وگرنه مسوول عواقبش هستند. اما جمعیت در حال عزاداری اهمیتی به آنان نمی‌دهد.

در حدود ساعت سه نیروهای یگان ویژه از اطراف میدان انقلاب دور شده و ظاهرا عقب نشسته اند. شاهدان می‌گویند از حجم آنها نیز کاسته شده و با اتوبوسهای مخصوصشان محل را ترک کرده‌اند.

فوری: پخش رادیو فریاد از دقایقی پیش قطع شده است.

نیویورک تایمز گزارش داده که ساعت ۵ صبح، ده‌ها تن از نیروهای یگان ویژه‌ی سپاه، دو ساعت پس از عقب نشینی نیروها از اطراف میدان انقلاب، از هوا با هلی کوپتر وارد دانشگاه‌های تهران و امیرکبیر  شده و با کشتن چندین دانشجوی غیرمسلح مساجد این دانشگاه‌ها را اشغال کردند.

گزارش به نقل از یک منبع آگاه خبر داده که بسیج در زیر زمین این مساجد هزاران اسلحه و لوازم ضدشورش بطور مخفیانه انبار کرده بوده و مقامات امنیتی نگران دست یافتن معترضان به این انبارها بوده و درنتیجه وارد عمل شده‌اند.

گزارش به نقل از شاهدان، تعداد کشته‌ها را در حدود ۱۸ نفر تخمین زده است و گفته که جسدهای دانشجویان در درمانگاه‌های این دو دانشگاه نگهداری می‌شود. 

بی.بی.سی فارسی فهرستی از اسامی و عکسهای کشته‌شدگان حمله‌ی صبح به دانشگاه‌های منتشر کرده است.

نیروهای یگان ویژه درهای مساجد دانشگاه‌های امیرکبیر و تهران را با جوش دادن میله‌های آهنی مسدود و در بیرون از آن موانعی برای جلوگیری از ورود دانشجویان به داخل ایجاد کرده‌اند. چند تک تیرانداز نیز در پشت بام این دو مسجد دیده شده‌اند که از بالا از آن مراقبت می‌کنند. 

میرحسین موسوی در چند توییت از دانشجویان و مردم خواسته که باوجود خشونت عریان نیروهای امنیتی، به دنبال سلاح و خشونت نباشند و تاکید کرده که «هیچ سلاحی قویتر از حضور انبوه تن‌های زنان و مردان نیست» و از تمام مردم خواهش کرده به معترضان بپیوندند.

قالیباف، معاون اول عارف، رییس جمهور موقت، در خبر ساعت ۱۴ در شبکه‌ی یک حضور یافت و تهران را آرام و امن توصیف کرد و بدون اشاره به حمله‌ی بامداد گفت که متاسفانه چند دانشجو در تهران در اثر انفجار مشکوک کپسولهای گاز آشپزخانه کشته شده‌اند. او مردم را به انتخابات پرشور فراخواند.

دو هفته پس از قطع اینترنت موبایل در سراسر کشور و قطع کامل دیتا روی شبکه‌ی موبایل در تهران، سرعت اینترنت جهانی خانگی در سراسر کشور کاهش شدید یافته. صرامی، سرپرست وزارت ارتباطات، اعلام کرده که دلیل آن قطع شدن کابلهای فیبر نوری در خلیج فارس در برخورد کشتیها با آنهاست. 

فارس به نقل از اینستاگرام شهاب حسینی و با گذاشتن عکسی از او در فیلم گوزنها خبر از بازگشت بهروز وثوقی در روزهای آینده به ایران داده. تسنیم، در مقاله‌ای به قلم سعید مستغاثی به ستایش از فیلم گوزنها پرداخته و بهروز وثوقی را یک انقلابی اصیل توصیف کرده.

احسان محمد حسنی، سرپرست وزارت ارشاد، در گفتکوی ویژه‌ی خبری شبکه دو خبر از یک جشنواره‌ی موسیقی خیابانی یک هفته‌ای در سراسر ایران در آستانه‌ی انتخابات هفته‌ی آینده با شرکت چند ستاره‌ی برون مرزی خبر داد. 

فصل پنجم

فوری: مهدی کروبی آزاد شد. سایت بی‌بی‌سی ویدیویی کوتاه از او را بدون عمامه در میان صدها نفر از مردمی که صورتهایشان را با نقاب پوشانده‌اند و در حال سوار شدن در اتوموبیلی منتشر کرده  است.

در گزارش به نقل از فرزند کروبی آمده که کروبی در حوالی ظهر و پس از هجوم ضربتی صدها تن از مردم به خانه‌اش در شمال تهران از حصر آزاد شده و بلافاصله  به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

مراسم نمازجمعه‌ی مشهد تا ساعتی دیگر با خطبه‌های آیت الله خامنه‌ای آغاز خواهد شد. صبح رادیو خبر داد که مراسم نماز جمعه‌ی تهران این هفته بخاطر آلودگی شدید هوا، بجای مصلی، در حرم عبدالعظیم در شهر ی برگزار خواهد شد.

تسنیم از ورود بهروز وثوقی پس از چهار دهه با همراهی شهاب حسینی به فرودگاه امام خمینی خبر داده. عکسها و ویدیوهای وثوقی با ریش سفید و صورتی شکسته و چشمانی گریان تمام خبرگزاریها را پر کرده است. قرار است وثوقی را بلافاصله به مشهد و نماز جمعه‌ی این شهر ببرند.

وثوقی به اصرار جمعیت بزرگی که جمع شده از صندلی بالا رفت و برای مردم دست تکان داد و با چشمان گریان دایم «عاشقتونم، عاشقتونم» میگفت و بوسه به سمت مردم میفرستاد. صدها نفر موبایل بدست این صحنه را فیلم میگرفتند.

شهاب حسینی با بلندگوی دستی از مردم خواست که اجازه دهند وثوقی فرودگاه را ترک کند، چون پرواز مشهد در فرودگاه مهرآباد را از دست میدهند. بخشی از مردم شروع به هو کردن حسینی نمودند و با دادن شعار «بهروز، دوستت داریم» تلاش کردند او را از رفتن منصرف کنند.

رادیو بی‌بی‌سی از فراخوان خانواده‌های دانشجویانی که دیروز در دانشگاههای تهران و امیرکبیر کشته شدند برای تشییع جنازه فرزندانشان فردا صبح از میدان امام حسین به سمت میدان آزادی خبر داد.

بی‌بی‌سی به نقل فرزند کروبی گفت حساب توییتری‌ای که به نام مهدی کروبی از مردم خواسته به پادگانها و پاسگاه‌ها حمله و خود را مسلح کنند ارتباطی با کروبی ندارد و احتمالا کار سپاه یا مجاهدین خلق برای ایجاد شکاف بین معترضان است. او گفته بزودی پدرش پیامی ویدیویی منتشر خواهد کرد.

صورت آیت الله خامنه‌ای به وضوح لاغر شده، شانه‌هایش باریک، زیر چشمایش گود، و صدایش کم‌حجم‌تر است. شبیه کسانی که خیلی کم می‌خوابد.‌ او خطبه‌ی اول را با حدیثی از امام محبوبش، حسن بن علی، امام دوم شیعیان، آغاز می‌کند.

مضمون حدیث درباره‌ی صلح است. آیت‌الله آن را به مفهوم فقهی مصلحت ربط می‌دهد و بحثهایی را که در زمان آیت الله خمینی منجر به پیدایش مجمع تشخیص مصلحت شد برای نخستین بار آشکار می‌کند. اینکه تنها به اصرار او و هاشمی و موسوی امام با ایده‌ی این مجمع موافقت می‌کند.

در صف اول حضور رییس جمهور موقت عارف و معاون اولش قالیباف در کنار جلیلی دبیر شورای امنیت ملی، و ذوالقدر سرپرست وزارت کشور چشمگیر است.

او ادامه میدهد که بزرگتربن مصلحت ایران حفظ نظام است که تنها از صلح و تعادل میان شعارهای انقلاب یعنی استقلال، آزادی، جمهوری، و اسلام بدست می‌آید. او اضافه می‌کند هرگاه تعادل و صلح بین این اصول بهم خورده همه ضرر کرده‌اند و مثالهایش هم.زیاد بوده که در خطبه‌ی دوم ذکر می‌کند.

خطبه‌ی دوم را با صدایی خسته‌تر و نفسی کوتاه‌تر با اشاره به شرایط روز آغاز میکند. می‌گوید تعارف که نداربم، کشور در بحرانی عمیق فرورفته و حل آن هم از توان او خارج است و دلیلی به مشهد آمدنش هم این است. کار را به «آقایان» سپرده و تنها از دور نظارت می‌کند.

می‌گوید صدای مخالفان را شنیده و از خون‌ریزیهای اخیر در برابر مردم ‌و بخصوص پدر و مادرهای قربانیان شرمسار است. می‌گوید دستور داده از تمام کشته‌شدگان غیرمسلح دلجویی شود و محکم آنرا پیگیری میکند.

سپس به درگذشت شجریان اشاره می‌کند و علاقه‌ی خود را از زمان جوانی به این «استاد هنرمند همنسل و همشهری‌»اش علنی می‌کند و می‌گوید شخصا مخالف ممنوعیت پخش ربنای او پس از سال ۸۸ بوده، ولی به توصیه‌ی «مسوولان» گوش داده، همانگونه که به حصر موسوی و کروبی رضایت داده.

به بحث هنر برمیگردد و می‌گوید که درین سالها خیلی تصمیمها را براساس مصلحت گرفته و نه نظر شخصی خودش. مثال میزند که مخالف حرمت آواز خواندن زن و حرمت نمایش سازهای موسیقی بوده، اما به احترامی مراجعی که از او سخت‌گیرترند نظرش را اعمال نکرده.

تلویزیون گروهی از هنرمندان را که در گوشه‌ای در صفهای میانی جمع شده‌اند نشان میدهد. در میانشان احسان محمد حسنی، سرپرست وزارت ارشاد، و همینطور شهاب حسینی خندان، و در کنارش بهروز وثوقی با ریش سفید و نگاهی به پایین دیده می‌شوند.

به موضوع حصر باز گشته، می‌گوید از آزادی رفقای قدیمی خوشحال است و به آنان توصیه می‌کند مثل همیشه مراقب دشمنی که پی ویرانی ایران است باشند و تشکر میکند که مردم را از خشونت و سلاح باز داشته‌اند. فاش می‌کند که به نیروهای مسلح دستور اکید منع  تیراندازی به افراد غیرمسلح داده.

شبکه‌های خبری دنیا از اول خطبه‌ها در حال پخش آن هستند و واکنشهای ناظران در شبکه‌های اجتماعی حاکی از ناباوری از سخنان نرم آیت الله خامنه‌ای و بی‌سابقه بودن آن دارد. معترضان نیز در خیابانها، زیر آفتاب سفیدرنگ اواخر اسفند، رادیو به دست از شنیدن چنین سخنانی شگفت‌زده‌اند.

آیت الله خامنه‌ای می‌گوید در یکی دو هفته‌ای که بخاطر آلودگی هوای تهران و به توصیه‌ی پزشکان در مشهد و دور از ریز حوادث بوده خیلی در خلوت خود اندیشیده و حالا می‌خواهد در پیشگاه خداوند از پیشگاه مردم طلب بخشایش کند.

با صدایی لرزان از مردم صبور و نجیب عذر می‌خواهدو می‌گوید رهبری یک کشور بزرگ کار سهمگینی است و رهبری هرچند مسوول همه‌ی امور است ولی الزاما با عملکرد همه مسوولان موافق نیست. می‌گوید پس از پیام موسوی در آبان به عاقبت شاه اندیشیده و سرنوشت مشابهی برای خود و ایران نمی‌خواهد.

می‌گوید رهبری مادام العمر مانند برخی امور دیگر باید درانحصار امام خمینی بماند و می‌گوید تصمیم دارد تا هنوز زنده است رهبری را به فردی اصلح بسپارد و از همه می‌خواهد درین راه به او کمک کند، حتا از خانواده‌اش. می‌گوید شاید حتا باید در قانون اساسی تازه مدت رهبری را محدود کنند.

او از مردم خواهش میکند که دو انتخابات هفته‌ی آینده را پرشکوه‌تر از همیشه برگزار کنند. می‌گوید خطر جنگ جدی است و برای نخستین بار است که به روشنی این احتمال را با مردم مطرح می‌کند.

می‌گوید موافق اسنعفای آقای روحانی و وزیرانش نبوده، ولی مسایل پیچیده‌ای پیش آمده که شاید در فرصتی دیگر باز کند. از شورای نگهبان میخواهد رد صلاحیت‌ها را به حداقل برساند‌ و سطح رقابت را حداکثری کند.

به عنوان دعای آخر خطبه، امن یجیب را سه بار و دعای طلب شهادت را با هق هق گریه می‌خواند و برای خواندن نماز به پایین جایگاه می‌رود— و همگان را در بهت و شگفتی از آنچه شنیده‌اند می‌گذارد.

خبر ۲۰:۳۰ خلاصه‌ی کوتاهی را از خطبه‌های اول رهبری پخش می‌کند و بدون اشاره به خطبه‌ی دوم سراغ خبر بعدی می‌رود: جشنواره‌ی یک هفته‌ای موسیقی و تیاتر خیابانی در سراسر ایران با اعلام سرپرست وزارت ارشاد.

سپس گزارشی از ورود امروز صبح وثوقی به تهران پخش می‌کند و می‌گوید قرار است هنرمندان دیگری هم به عنوان «سورپریز» تا فردا وارد تهران شوند. شایعاتی از احتمال بازگشت «سیاوش قمیشی» پخش شده است.

فضای سیاسی ایران و جهان متاثر از خطبه‌های آیت الله خامنه‌ای و اعلام او برای احتمال کناره‌گیری پیش از مرگ و اعلام تلویحی مخالفتش با تصمیمات زیرمجموعه‌اش است. تفسیرهای گوناگونی درباره‌ی جانشنیان احتمالی‌اش و اختلافاتی که تلویحا با فرزندانش ابراز کرده در جریان است.

میرحسین موسوی در پیامی ویدیویی از پیام صلح آیت الله خامنه‌ای استقبال می‌کند و می‌گوید ظلمی را که به شخص او در دوران حصر غیرقانونی شده می‌بخشد، ولی ظلمی که زیرمجموعه‌‌های رهبری به کشور و مردم کرده‌اند به این سادگی بخشودنی نیست و از آن نمی‌گذرد.

او از آیت الله خواست به خواست مردم برای تغییر ساختاری نظام احترام بگذارد و ادعاهایش را در عمل ثابت کند. موسوی اضافه کرد که در سخنان رهبری نکاتی مثبت بوده که میتواند مبنای آینده‌ای روشن باشد و گفت بزودی با همفکری مصلحان کشور طرحی را به عنوان «طرح نجات» ارایه خواهد کرد.

شبکه‌ی سه تلویزیون ایران، در بین دو نیمه‌ی فوتبال لیگ اروپا، آگهی کنسرت بزرگ جولیا بطرس، راجر واترز، و سیاوش قمیشی را در ورزشگاه‌های بزرگ تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، و اهواز پخش کرد.

فصل ششم

حسین سلامی، فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران، استعفا داد. آیت الله خامنه‌ای امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده‌ی کنونی هوافضا، را به‌جای او منصوب کرد.

در تهران شایع شده که سردار سلامی در جلسه‌ پریشب شورای عالی امنیت ملی با قالیباف، معاون اول رییس جمهور موقت (عارف)، و سردار محقق، سرپرست وزارت اطلاعات، درگیری لفظی داشته و جلسه را با عصبانیت ترک کرده و بلافاصله نامه‌ی استعفایش را به رهبری فرستاده است.

آیت الله خامنه‌ای در پاسخ به رییس جمهور موقت، عارف، اجازه داد تا دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که قرار بود یه هفته‌ی دیگر برگزار شود، به قصد ایجاد رونق یک ماه عقب بیفتد.

پس از لغو مراسم تشییع پیکر کشته‌شدگان هفته‌ی گذشته در دانشگاههای امیرکبیر و تهران که قرار بود پس از خطبه‌های رهبر ایران انجام شود، تهران آرام است.

اطلاعیه‌ی وزیر کشور امشب منتشر شد که در آن اعلام کرده ثبت نام نامزدان انتخاباتهای تاخیریافته‌ی مجلس و ریاست جمهوری از فردا صبح آغاز خواهد شد.

سعید جلیلی، معاون سیاسی وزارت خارجه که با حفظ سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز شده است در برنامه‌ی گفتگوی ویژه‌ی خبری از تعویق انتخابات استقبال و خطبه‌ی رهبری را رحیمانه توصیف کرد و آرزو کردن همگان قدر سعه‌ی صدر آیت الله حامنه‌ای را بدانند.

جلیلی گزارشی از ملاقاتهای هیاتی از شورای امنیت ملی با خانواده‌های دانشجویان کشته‌شده داد و گفت که شخصا در بسیاری از آنان حضور داشته و افزود که رهبری دستور پرداخت دیه و غرامت و نیز شهید دانستن آنان را صادر کرده است.

جلیلی وعده‌ی وصل شدن تدریجی اینترنت را که در چندماه گذشته قطع بوده است در روزهای آتی داد و از دولت خواست شرایط کشور را با توجه به سخنان رهبری آرام کند تا مشارکت در انتخابات آتی به حداکثر برسد.

اخبار بامدادی بی‌بی‌سی به نقل از تحلیلگران در داخل سخنان دیشب جلیلی را نشانه‌ای از تمایل نظام به ریاست جمهوری او دانشت و گفت که جلیلی مثل یک رییس جمهور‌ سخن می‌گفت.

روزنامه‌ی «وطن امروز» که نزدیک به جلیلی است عکس بزرگ او را روی جلد گذاشته و او را «جلال اهل رحمت» خواند. او در مصاحبه‌ی دیشبش آیت الله خامنه‌ای را «سرچشمه‌ی رحمت نظام» خوانده بود.

همین روزنامه، در سرمقاله‌اش به تندی به کنسرتهای موسیقی‌ای که قرار است در هفته‌های آتی در شهرهای بزرگ ایران برگزار شود تاخته و گفته که حتا اگر از نظر شرعی یا فرهنگی مشکلی در این برنامه‌ها نباشد، از نظر امنیتی و با توجه به جو ملتهب جامعه این کنسرتها نباید برگزار شوند.

روزنامه‌ی «صبح نو»، نزدیک قالیباف، روی جلدش را به عکسی بزرگ از جولیا بترس اختصاص داده و تیتر زده «بانوی مقاومت، در پایتخت مقاومت» و مصاحبه‌ای اختصاصی را با او منتشر کرده است. بترس در مصاحبه‌اش از ارادت قلبی‌‌اش به رهبر ایران گفته و آرزو کرده با او ملاقات کند.

اینترنت خانگی در بیشتر نقاط تهران و شهرهای بزرگ دیگر وصل شده است. اما اینترنت موبایل کماکان در همه‌جا قطع است.

سران جریان میانه ‌(روحانی، ناطق، خاتمی) در بیانیه‌ای از آیت‌الله خامنه‌ای بخاطر خطبه‌های «آرام‌بخش»‌اخیر تجلیل کردند و عقب انداختن انتخابات را تصمیمی درست در جهت «نجات» کشور خواندند. اما حمایتی از شرکت در انتخاب نکردند.

گزارشها از ثبت نام مجلس و ریاست جمهوری رونق زیادی را در محل‌های ثبت نام نشان نمی‌دهد. گمانه‌زنی‌ درباره‌ی نامزدهای ریاست جمهوری داغ است. اغلب مفسران قالیباف معاون اول رییس جمهور، عارف رییس جمهور موقت، و جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی را رقیبان اصلی می‌دانند.

میرحسین موسوی اعلام کرده که فردا عصر در دانشگاه تهران از طریق ویدیو کنفرانس سخنرانی و جلسه‌ی پرسش و پاسخی برگزار خواهد کرد. پس از خطبه‌های اخیر رهبری دانشگاه‌ها از کنترل پلیس خارج شده و بدست دانشجویان باز گشته است.

صبح امروز حسابهای ناشناسی در توییتر اسنادی را از پرونده‌ی بزرگ فساد عیسی شریفی، قائم مقام قالیباف در دوران ۱۲ ساله‌ی شهرداری‌اش، منتشر کرده‌اند و ادعا می‌کنند قالیباف از بخشهایی از این فساد کاملا آگاه بوده است.

این حسابها تصاویری را نیز که ادعا می‌کنند اسناد همکاری شریفی با دولتهای متخاصم علیه امنیت کشور است منتشر کرده‌اند که اصالت آنها مشخص نیست. حسابهای توییتری حامی جلیلی با هشتگ پایان قالیباف به بازنشر این اطلاعات پرداخته‌اند.

همزمان با افشاگریها درباره‌ی قالیباف، اینترنت خانگی که از چند روز گذشته وصل شده بود دوباره قطع شده است.

برگزارکنندگان جلسه‌ی ویدیوکنفرانس دانشگاه تهران با میرحسین موسوی اعلام کرده‌اند که بخاطر قطع اینترنت این جلسه به بعد موکول شده است.

«شصت دقیقه» بی.بی.سی فارسی فایل صوتی‌ای را از مکالمه‌ی قالیباف و شریفی پخش کرده است که اصالت اسنادی را که از صبح همه جا پخش شده تایید می‌کند. نزدیکان قالیباف این فایل را ساختگی و جعلی خوانده‌اند.

حامیان جلیلی در توییتر از دستور او برای بررسی دلایل قطع اینترنت خانگی در تهران به رغم تصویب در شورای امنیت ملی خبر داده‌اند.

وب‌سایت رهبری مصاحبه‌ی روزنامه‌ی «صبح نو» نزدیک به قالیباف را با جولیا بترس به همراه عکسی محجبه از او باز نشر داده است.

کیهان در سرمقاله‌اش افشاگریهای دیروز درباره‌ی قالیباف را «ترور شخصیت» خوانده و قالیباف را «مظلوم مثل بهشتی» و «خار چشم دشمنان» توصیف کرده است.

احمدی‌نژاد در وزارت کشور است و پس از ماهها سکوت دارد در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام میکند. هنوز هیچ چهره‌ی شاخص دیگری ثبت نام نکرده است.

احمدی‌نژاد پس از ثبت نام با بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه کرده و گفته آمده است تا شر دزدها و متحجرها را از سر مردم کم کند. اشاره‌ی او ظاهرا به قالیباف و جلیلی است. صادق محصولی تنها همراه اوست.

راجر واترز و جولیا بترس وارد فرودگاه امام خمینی شدند. محمود رضوی، دستیار ویژه‌ی قالیباف، از آنان استقبال کرده است. جمعیت زیادی در فرودگاه برای دیدن آنها جمع شده‌اند و با وجود قطعی اینترنت موبایل عکس و ویدیو میگیرند.

عارف، رییس جمهور موقت، برای نامزدی در انتخابات ثبت نام کرد. او درباره‌ی قطعی اینترنت خانگی و موبایل به خبرنگاران گفت ابهامات و مشکلاتی فنی در اجرای دستور شورای عالی امنیت ملی پیش آمده، ولی درحال تلاش برای رفع آنهاست. او سوال درباره‌ی افشاگریهای علیه قالیباف را پاسخ نداد. #بهار

عکسهای جولیا بترس و راجر واترز که پس از ورود به تهران به آرامگاه آیت الله خمینی رفته‌اند منتشر شده است.

«وطن امروز» با دو عکس بزرگ از «عیسی شریفی» روی جلدش، یکی در کنار قالیباف و دیگری با لباس زندان و دست‌بند، منتشر شد. تیتر درشت روی آن را هم «اعترافات مار علیه آستین» برگزیده است.

این روزنامه در گزارشی مفصل به جزییاتی تازه‌ای از پرونده‌ی شریفی پرداخته و بخش پایانی کیفرخواست اعدام برای او را منتشر کرده است. همینطور نسخه‌ی کاملتری از اسنادی را که از پریروز در اینترنت می‌چرخد منتشر کرده است.

«وطن امروز» از همان ساعات اولیه‌ی صبح نایاب شده است. بعضی دکه‌داران به بی‌بی‌سی فارسی گفته‌اند که افرادی ناشناس تمام نسخه‌های این روزنامه را از دکه‌ها می‌خرند.

روزنامه کیهان در بخش خبر ویژه به ملاقات سردار سلامی با ناطق نوری و حسن روحانی اشاره و از آن به نرمی انتقاد کرده است.

احمدی‌نژاد در حساب توییتری‌اش نوشته که امشب به استقبال سیاوش قمیشی در فرودگاه امام خمینی می‌رود و از مردم نیز دعوت کرده است.

برنامه‌ی جشنواره‌ «آشتی» اعلام شد. صدها گروه موسیقی ایرانی در سراسر کشور یک هفته در سالنها خیابان‌ها اجرا خواهند داشت. کنسرت مشترک جولیا بترس، راجر واترز، و سیاوش قمیشی نیز هفته‌ی آینده در ورزشگاههای تهران، تبریز، شیراز، اصفهان، اهواز، و بندرعباس برگزار خواهد شد.

سعید جلیلی در حساب توییتری‌اش به کنایه از سفر سرزده‌ی قالیباف به مشهد خبر داده است و نوشته که اگر خبر داشت گوسفند قربانی میکرد. شایعاتی مبنی بر ملاقات قالیباف با رهبر ایران که مدتی است در مشهد ساکن است پیچیده.

دهها هزار نفر از مردم برای دیدن سیاوش قمیشی به فرودگاه رفته‌اند. جاده‌های منتهی به فرودگاه قفل شده اند و بسیاری از مردم پروازهایشان را از دست داده‌اند. احمدی‌نژاد از مردم تشکر و خواهش کرده که دیگر نیایند.

تهران پس از سرکوب خونین اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای آرام است و مشخص نیست که نظام ایران چطور می‌خواهد هیجان انتخاباتی مورد نیازش را ایجاد کند.


فصل هفتم

فوری: استعفای قالیباف—در پی افشاگریهای اخیر درباره‌ی پرونده‌ی فساد قائم مقام سابقش، محمد باقر قالیباف پس از ملاقات با آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد از معاونت اول ریاست جمهوری استعفا داد.

حساب‌های نزدیک به سعید جلیلی در توییتر نوشته‌اند که او پس از استعفا بازداشت شده است.

با توجه به انتخابات ریاست جمهوری که پس از دستور رهبر ایران چند هفته‌ی دیگر برگزار می‌شود، کناره‌گیری ناگهانی قالیباف که مهمترین نامزد این رقابت ارزیابی می‌شد، آینده‌ی سیاسی قالیباف در هاله‌ای از ابهام رفته است.

بخش صبحگاهی رادیوپیام اعلام کرد که عارف، رییس جمهور‌ موقت، سعید جلیلی را با حفظ سمت در دبیری شورای عالی امنیت ملی به عنوان معاون اول خود برگزیده است.

روزنامه‌ی وطن امروز (نزدیک به جلیلی) در چاپ‌ دوم خود عکس بزرگی از قالیباف را از پشت سر منتشر کرده است و روی آن با حروف درشت نوشته: «قالیباف رفت».

از عصر امروز اینترنت موبایل و خانگی بطور همزمان در استان تهران وصل شده است. آذری جهرمی، وزیر ارتباطات، در حساب توییتر خود با گذاشتن یک شکلک نوشته است: «😎 اون عقبیا حال میکنن؟» که احتمالا به وصل شدن تدریجی کل استانها به اینترنت اشاره دارد.

رضوی، دستیار ویژه‌ی قالیباف، نیمه شب ویدیویی را از او در توییتر گذاشته که در آن قالیباف، نشسته روی تخت و در حال کشیدن قلیان، بازداشتش را تکذیب می‌کند و با رضوی شوخی می‌کنند و با هم می‌خندند.

بجز اصولگرایان هنوز هیچ فرد شاخصی از جریان اصلاح‌طلب یا میانه‌رو در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری ثبت نام نکرده است.

همایون شجریان و بیش از دوبست و شصت موزیسین و عوامل تئاتر در بیانیه‌ای جشنواره‌ی موسیقی و تئاتر خیابانی هفته‌ی آینده را به دلیل سرکوب خونین ماه پیش تحریم کردند.

گروهی از فعالان اصلاح‌طلب که از چند ماه پیش در بازداشت بودند امروز عصر آزاد شدند. تاجزاده، امین‌زاده، کولایی، رمضان‌زاده، شکوری راد، حجاریان، و صفایی فراهانی در میان آنها بودند.

دقایقی پیش سعید جلیلی و مهرداد بذرپاش برای ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری وارد وزارت کشور شدند. فردا آخرین روز ثبت نام است.

بهروز وثوقی و شهاب حسینی در فیلم تازه‌ی موسسه‌ی اوج درباره‌ی تاریخ معاصر به کارگردانی حاتمی‌کیا بازی می‌کنند. هنوز از مضمون فیلم خبری درز نکرده است.

وزارت خارجه صبح اعلام کرد که برای نخستین بار پس از انقلاب به هر خبرنگار خارجی که درخواست کرده ویزا داده‌اند تا انتخابات را پوشش دهد.

سرمقاله‌ی کیهان تلویحا از نامزدی جلیلی حمایت کرده و از استعفای قالیباف انتقاد. نوشته که مدیران جهادی نباید در راه جهاد از ترور شخصیتی بدست دشمن بهرسانند. از گشایشهای فرهنگی و اجتماعی نیز استفبال کرده. #فردا

فوری: احمدی‌نژاد ثبت نام کرد—درحالی که نیم ساعت به به پایان مهلت ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری مانده ، محمود احمدی‌نژاد به همراه سیاوش قمیشی که چند روز پیش وارد تهران شده وارد وزارت کشور شد.

جمع زیادی از خبرنگاران از قبل منتظر ساعات آخر مهلت ثبت نام بودند که همیشه شاهد رخدادهای غیرمنتظره و هیجان انگیز بوده.

صادق محصولی که گفته می‌شود اسپانسر اصلی احمدی‌نژاد است با چند دقیقه فاصله از احمدی‌نژاد وارد شد. ظاهرا نمیخواهد حضور پررنگی در کنار احمدی‌نژاد داشته باشد.

خبرنگاران از دیدن سیاوش قمیشی که خود نیز مبهوت به نظر می‌رسد حلقه زده‌ و با هیجان از او درباره‌ی نظرش درباره‌ی بازگشت به ایران می‌پرسند.

قمیشی میگوید که نه باور میکند که به وطن برگشته است، و نه باور میکند که اینجا ایران است، از بس که همه چیز عوض شده است! موقعی که از او درباره‌ی دلیل همراهی‌اش با احمدی‌نژاد می‌پرسند، محافظان او را دور میکنند و نزد احمدی‌نژاد می‌برند.

گروهی که معمولا برای حمایت از احمدی‌نژاد با او همراهند، با شعارهای پی در پی در حمایت از او بر جو سالن غلبه کرده‌اند. عده‌ای از مردم با دیدن اخبار حضور سیاوش قمیشی بیرون وزارت کشور جمع شده‌اند.

پس از پایان ثبت نام و با بلند شدن احمدی‌نژاد از صندلی، گروه همراهش شعار میدهند «احمدی، احمدی، تنها امید مایی». سپس شروع به خواندن ترانه «مرغ سحر» میکنند که تبدیل به سرود رسمی اعتراض شده است. احمدی‌نژاد دست قمیشیِ کمی سردرگم را میگیرد و با آنها میخواند.

سپس احمدی‌نژاد به سمت تریبون کوچکی هدایت می‌شود تا بتواند به سوالات خبرنگاران پاسخ دهد.

کمی پس از اینکه احمدی‌نژاد پشت تریبون ایستاد، در حالی که میکروفون را برای قدش تنظیم می‌کردند، همهمه‌ای که در اطراف ورودی سالن در گرفت حواسها را به سمت خود کشاند.

فوری: جولیا بترس به همراه باقر قالیباف وارد سالن وزارت کشور شد.

با توجه به استعفای پرسروصدای قالیباف در پی افشاگریهای اخیر ورود او به سالن جو سالن را به هم ریخته است. او در میان شعارهای بلند حامیانش به سمت میز ثبت نام مجلس رفت.

اغلب خبرنگارانی که منتظر سخنان احمدی‌نژاد بودند به سمت قالیباف و بترس هجوم بردند.

در ورودی سالن که بخاطر قالیباف باز شده بود به سختی و با دخالت نیروهای انتظامی بسته شد. قالیباف چند دقیقه دیرتر از مهلت ثبت نام وارد شده است.

در حالی که قالیباف مشغول ثبت نام بود، حواس اغلب خبرنگاران به جولیا بترس بود و به انگلیسی از او می‌خواستند تا برای گرفتن عکس به سمت آنان صورت بچرخاند.

قالیباف کت و شلواری خاکستری، پیراهنی سفید، و شالی نازک و سبزرنگ دور‌ گردن دارد. بترس مانتویی بلند و گشاد و خاکستری رنگ به تن کرده و روسری‌ای سبزرنگ بر سر انداخته، بدون اینکه اصراری به پوشاندن موهای خرماییش از بالای پیشانی و اطراف صورت داشته باشد.

بترس در جواب سوالهای خبرنگاران به انگلیسی میگوید که به احترام سردار سلیمانی و به خواهش حسن نصرالله برای حمایت از دوست حاج قاسم با او همراه شده است و جواب خبرنگاران را در فرصتی بهتر خواهد داد.

احمدی‌نژاد پس از دیدن هجوم خبرنگاران به سمت قالیباف پس از سخنی کوتاه سالن را بی سروصدا ترک کرده است.

خبرگزاری تسنیم همزمان با ثبت نام قالیباف به نقل از با سخنگوی شورای نگهبان گفته که ثبت نام معاونان رییس جمهور‌ موقت در انتخابات مجلس پس از استعفا اشکال قانونی ندارد.

گزارشهای حاکی است که غالب ثبت نام کنندگان در انتخابات مجلس از بازنشستگان سپاه پاسداران و جوانان عضو بخشهای گوناگون بسیج بوده‌اند و هیچکدام از افراد شاخص میانه رو یا اصلاح‌طلب ثبت نام نکرده‌اند.

پیش‌بینی اغلب ناظران این بود که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری شرکت و با سعید جلیلی رقابت خواهد کرد. اما پس از استعفای غیرمنتظره‌اش همگان عمر سیاسی او را پایان یافته می‌دانستند.

توییت سعید جلیلی که در آن با اشاره به قالیباف و احمدی‌نژاد به نامزدان «زر» و «تزویر» کنایه زده بود، غافلگیر شدنش را از اتفاقات نیم ساعت آخر مهلت ثبت نام نشان می‌دهد. همزمان بخاطر اینکه ناخواسته و تلویحا خود را نامزد «زور» معرفی کرده در توییتر مورد استهزا قرار گرفته است.

فصل هشتم

محمدرضا حیاتی، مجری قدیمی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، به بی‌بی‌سی پیوست.

حیاتی که چندی پیش از فهرست گویندگان خبر سیما حذف شده بود، تصویری را از خود در استودیوی بخش فارسی بی‌بی‌سی در اینستاگرام گذاشته و نوشته که از هفته‌ی‌ گذشته به لندن آمده و بزودی کارش را جلوی دوربین آغاز می‌کند.

شورای نگهبان یک هفته از امروز فرصت دارد تا نتایج بررسی صلاحیتهای نامزدهای مجلس و ریاست جمهوری را اعلام کند. با توجه به استقبال کم نامزدها، ممکن نتایج زودتر اعلام شوند.

حسابهای توییتری نزدیک به احمدی‌نژاد نوشته‌اند که او امشب بطور زنده با شبکه‌ی منوتو گفتگو خواهد کرد.

امروز در آستانه‌ی شروع جشنواره‌ی موسیقی و تئاتر خیابانی «آشتی»، سایت رهبر ایران فتوایی قدیمی از وی را که در آن تک‌خوانی زنان را درصورت «غنایی» نبودن مجاز دانسته، منتشر کرده است.

علاوه به جولیا بطرس لبنانی که امشب در رشت اجرای عمومی دارد، نام چند گروه موسیقی تماما زن یا با خواننده‌ی زن نیز در برنامه‌ی جشنواره هست که در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشته.

مشخص نیست که با توجه به بایکوت جشنواره از سمت دهها نفر از هنرمندان، زنانی که برای اولین بار امکان خوانندگی عمومی یافته‌اند نیز به بایکوت می‌پیوندند یا نه.

روزنامه‌های شرق و اعتماد و سازندگی و مجله‌ی صدا که توقیف شده بودند بزودی دوباره منتشر خواهند شد.

مصاحبه‌ی امشب احمدی‌نژاد با منوتو زلزله‌ای در فضای سیاسی ایران ایجاد کرده است.

هدف تمام حمله‌ی احمدی‌نژاد درین مصاحبه بدون اسم بردن، فرزند رهبر ایران بود که چندی پیش با عنوان «آیت الله سید مجتبی حسینی» به عضویت شورای نگهبان درآمده است.

گزارشها حاکی است که از اواسط مصاحبه در بسیاری از مناطق تهران پارازیت شدیدی روی امواج ماهواره‌ی افتاده است.

احمدی‌نژاد درین مصاحبه‌ی زنده فرزند رهبری را تلویحا مسبب تمام اتفاقات ۱۳۸۸ خواند و برای اولین بار پذیرفت که در آن انتخابات بخاطر تخلفات فراوان بایست ابطال می‌شد، هرچند که پیروزی خود را در هرصورت مسلم می‌دانست.

او فاش کرد که در دور اول ریاست جمهوری‌اش فریب سپاه پاسداران را خورده بود و هرچه میخواستند به آنان داده بود، بخصوص در جریان خصوصی‌سازی شرکتهای بزرگ دولتی مانند مخابرات و پتروشیمی و بانکداری.

او از مردم بخاطر اینکه بقول خودش «هیولای» سپاه را «چراغ جادو» درآورد عذر خواست و گفت که دور دوم سعی کرد جبران کند، اما باتوجه به تاسیس اطلاعات سپاه تلاشش ناموفق بود.

احمدی‌نژاد اقرار کرد که درگیر شدنش با هاشمی رفسنجانی اشتباه بوده و گفت که پشیمان است که به برنامه‌ی سپاه و «آن آقازاده» برای حدف هاشمی کمک کرده است.

او مرگ هاشمی را در راستای قتلهای زنجیره‌ای دانست و اضافه کرد که دبیر شورای امنیت ملی دوران روحانی بخاطر «آتو»هایی که سپاه از او داشت، سرنخهای مربوط به قتل هاشمی را پیگیری جدی نکرد و پرونده را با فشار سپاه بست.

احمدی‌نژاد به قالیباف و جلیلی و روحانی حمله کرد و گفت که زر و زور و تزویر در وجود آنان تجسم پیدا کرده است و از مردم خواست دیگر فریب آنان را نخورند.

او به تلویح از جدایی‌طلبان پان‌ترک دفاع کرد و گفت که امیدوار است با رای تمام مردم ایران فرصت جبران خطاهای گذشته را با ایجاد تغییر ساختاری در نظرم بیاید.

او به خانواده‌های «شهدا»ی اعتراضات اخیر تسلیت گفت و وعده داد که تمام مسببان نظامی آن را در سپاه به محاکمه خواهد کشید.

احمدی‌نژاد در این مصاحبه برای نخستین بار به صراحت گفت که ایران باید برای محو اسراییل به قویترین سلاح‌های ممکن دست یابد و از آیت الله خامنه‌ای بخاطر فتوایش علیه سلاح اتمی انتقاد کرد.

او وعده داد که تمام تلاشش را برای بازیابی افتخارات گذشته‌ی ایران در دوران هخامنشی بکار خواهد بست و کوروش «کبیر» را الگوی خود دانست و به یهودیان دنیا گفت که میتوانند در ایران ‌پناه بگیرند و از گزند صهیونیستهای مسیحی و سکولار اسراییل و آمریکا در امان باشند.

احمدی‌نژاد وعده داد که برای تغییر پایتخت ایران به شهری تازه در اطراف تخت جمشید در استان فارس تلاش خواهد کرد و گفت نام آن را نیز «پرسپولیس» خواهد گذاشت.

او گفت که همیشه مخالف دخالت روحانیت در سیاست بوده و تلاش خواهد کرد با تغییرات اساسی در نظام روحانیان را به حوزه‌ها و نظامیان را به پادگانهایشان برگرداند.

او اضافه کرد که در دوران غیبت «امام زمان» هیچ روحانی‌ای حق دخالت در حکومت را ندارد و قول داد که ولایت فقیه را از قانون اساسی حذف خواهد کرد.

او در پاسخ سوال آخر مجری درباره‌ی نظرش درباره‌ی روابطش با آیت الله مصباح بزدی گفت که با وجود برخی اختلاف نظرهای فرهنگی برای ایشان احترام زیادی قایل است و افزود که در مواردی مثل محو اسراییل یا ساختن سلاح اتمی با او کاملا موافق است.

شبکه‌های اجتماعی پر از اظهار شگفتی درباره‌ی مصاحبه‌ی احمدی‌نژاد با منوتو شده است و تکه‌های ویدیویی از جوابهایش دست به دست می‌شود. برخی او را دیوانه، برخی فدایی وطن، و برخی سوپاپ اطمینان رژیم می‌بینند.

نیویورک تایمز افشا کرده که طبق دستور شبانه‌ی سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی، تمام رسانه‌های داخلی از پوشش مصاحبه‌ی احمدی‌نژاد منع شده‌اند.

جزییات تازه از فیلم حاتمی کیا: سه گانه‌ای درباره‌ی زندگی سردار سلیمانی است که دانیال حکیمی نقش سلیمانی را در آن بازی می‌کند. فیلم نخست درباره‌ی شکل گیری سپاه قدس از بعد از جنگ تا دوم خرداد ۷۶ است.

در قسمت اول این سه‌گانه بهروز وثوقی در نقش هاشمی رفسنجانی، حامد بهداد در نقش عماد مغنیه، و شهاب حسینی در نقش محسن رضایی بازی می‌کنند.

در حالیکه مصاحبه‌ی جنجالی دیشب احمدی در تمام رسانه‌های فارسی و غیرفارسی بین‌المللی پوشش ویژه پیدا کرده، رسانه‌های امروز داخل ایران کوچکترین اشاره‌ای به آن نکرده‌اند.

زیتون گزارش داده که آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان، مدتی است بخاطر بیماری (فراموشی ناشی از کهنسالی) در جلسات شورای نگهبان غایب است و عملا فرزند رهبری جلسات را اداره میکند.

احمدی‌نژاد در حساب توییترش همگان را به کنسرت امشب سیاوش قمیشی به همراه راجر واترز و جولیا بطرس در ورزشگاه آزادی دعوت کرده است.

[ادامه دارد…]

پاسخ به سایت وابسته به وزارت خارجه آمریکا

خبرنگار یک سایت وابسته به وزارت خارجه آمریکا (آرش عزیزی) می خواهد گزارشی در دفاع از مسیح علینژاد بخاطر یک توییت از من منتشر کند. جدا ازینکه نشان می‌دهد چقدر هوای همکار حقوق‌بگیرشان را از دولت ترامپ را دارند، خنده‌دار است که چنین اهمیتی برای کسی با تنها چندهزار مخاطب در تویتر در مقابل مخاطب چند میلیونی خانم علینژاد در تلویزیون‌های دولتهای گوناگون قا‌یلند.بهرحال این متن جواب من است به سوالهایشان.

ایران وایر: فکر نمی‌کنید توئیتی که راجع به رومینا کردید توهین‌آمیز بود، در شرایطی که همدلی گسترده‌ای نسبت به این دختر وجود داشت؟

حسین درخشان: پس از قتل وحشیانه‌ و جگرسوز  خانم رومینا اشرفی بدست پدرشان، من دو توییت کوتاه درباره‌ی اثرات عمیق و طولانی‌ای که خشونت‌های خانگی روی کودکان میگذارد نوشتم و طبعا قصد توهین به کسی را نداشتم. در آن به‌طور گذرا از خانم مسیح علینژاد مثال آوردم که همه داستان غم‌انگیز زندگی ایشان را می‌دانند و شرح دردناک رفتار خشن پدر متعصبشان را از زبان خود ایشان‌، مثلا ‌در رادیوی NPR، با جزییاتی دلخراش (مانند اجبار به پوشیدن روسری از خردسالی حتا در رختخواب، آب دهان پرت کردن پدر به ایشان بخاطر نپوشیدن چادر در خیابان، مایه‌ شرمساری دانستن و طرد کامل ایشان از حدود ده سال پیش و …) شنیده‌اند.

نیز اشاره کردم که این تجربه‌‌‌های هولناک منجر به نفرت عمیق ایشان از دین و مذهب پدر‌‌شان شده، تا جایی که متاسفانه ایشان را به همکاری با دولت فاشیست، زن‌ستیز، و نژادپرست ترامپ سوق داده و قهرمان محافل اسلام‌ستیز مانند برایت‌بارت و فاکس نیوز و دیلی میل کرده است. این نقدی است که جز من، بسیاری از مخالفان جدی ساختارهای قانونی زن‌ستیزانه‌ی ایران، از جمله حجاب اجباری، بر گفتار و رفتار ایشان در یکی دو سال اخیر داریم، بویژه پس از ملاقات و درخواست کمک ایشان از پومپیو، وزیر خارجه‌ی اسلام‌ستیز ترامپ. چرا که در آمیختن با پروژه‌ی سیاسی ترامپ برای تغییر رژیم در ایران، به اصل فعالیت ایشان که مرتبط با بعضی حقوق اولیه‌ی زنان بود لطمه‌ی جدی زده است.

ایران‌وایر: به کسانی که این توئیت را ترویج نفرت و خشونت می‌دانند چه می‌گویید؟

حسین درخشان: نظرها یکدست نبوده است. عده‌ای آزرده شدند، ولی عده‌ی قابل توجهی هم (نزدیک به هفتصد نفر) نیز آن را پسندیده‌اند. چون بخش اول توییت با کلمه‌ی «متاسفانه» آغاز شده، عده‌‌ای در آن شرایط بهت و حیرت ازین خبر، تفسیری وارونه از آن جمله کرده‌بودند. درصورتی‌که «متاسفانه» برمی‌گردد به اثرات عمیقی که این نوع خشونت بر قربانیان آن می‌گذارد. من در تمام سالهای فعالیتم علیه ساختارهای زن‌ستیزانه‌ی جمهوری اسلامی نوشته‌ام و حتا بخشی از حکم زندانم بخاطر نوشته‌هایم در مخالفت با قوانین زن‌ستیزانه مانند اجبار  حجاب و اجازه‌ی همسر برای سفر بود. در همین توییتر هم هرجا نفرت‌پراکنی علیه زنان یا دگرباشان یا نژادپرستی دیده‌ام برخورد کرده و دیگران را نیز در حد توان کوچک خودم به اقدام دعوت کرده‌ام.

 گروهی دیگر از مخاطبان ناراحت شده بودند که چرا همه‌ی قربانیان تعصب و خشونت خانگی را یکپارچه کرده‌ام و تلویحا تلاشهایشان را برای  عبور از تبعات آن نادیده گرفته‌ام. البته این اشکال را در توییت دوم به این شکل توضیح داده بودم: «قاعدتا منظورم همه نیست. ولی میخوام بگم که آدمهایی مثل اون هم زیادن که کینه از خانواده‌ی متعصب و خشن‌شون تا آخر عمر اسیرشون میکنه.»، اما بخاطر ویژگی فنی توییتر که فقط بخش اول یک رشته توییت را موقع نقل قول نشان می‌دهد،  این توضیح را ندیده بودند. بخاطر این سوءتفاهم از آنان عذر می‌خواهم. البته تعدادی نیز ازین گروه از تشبیه شدن به خانم علینژاد آزرده شده بودند که به نظرم بی‌توجهی به ظلمی است که به ایشان رفته است.

تصویری از رشته توییت جنجالی که غالبا نیمه‌ی نخست آن را دیده‌اند.

گروه سومی هم هستند از حامیان تحریم و براندازی که از نقد من به همکاری خانم علینژاد با دولت ترامپ و حمایتشان  از تحریم‌های یک‌جانبه علیه کل مردم ایران  –و نه تنها علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی–  ناراحتند و هر جا کسی نقدی به آنان می‌کند بطور انبوه به او هجوم برده و بدترین فحاشیها و تهدیدها را نثار گوینده و خانواده‌‌اش می‌کنند. متاسفانه بعضی برخوردهای آزارگرانه‌ی خود خانم علینژاد با منتقدانشان در تریبونهای میلیونی‌ای که در اینستاگرام و تلویزیون دولت آمریکا دارند نیز گهگاه این افراد را تشویق می‌کند که مخالفان فکری خود را در شبکه‌های اجتماعی سنگسار و خفه کنند. نمونه‌ی اخیر این رفتار را در میان حامیان آقای تتلو دیدیم. این رفتارهای آزارگرانه یکی از معضلات بزرگ در شبکه‌های اجتماعی شده و تحقیقات زیادی درباره‌ی آثار مخرب روانی و حتا فیزیکی آن بر افراد و راههای کنترل آن انجام گرفته، مانند محدودیتهایی که توییتر برای مبارزه با نفرت‌پراکنانی چون دونالد ترامپ به تازگی اعمال کرده است.

فردای براندازی

این رشتوی (رشته توییت) تخیلی را سال پیش در توییتر نوشته بودم تا بر اساس شرایط کنونی داخلی در ایران و جهان تصاویری ملموس از چیزی که پس از براندازی (رژیم چنج ) ممکن است رخ دهد بدست بدهم. آن را بدون ویرایش اینجا می‌گذارم تا بشود یکجا آن را خواند.

بمب مهیبی بیرون سینما اسراییل (فلسطین سابق) منفجر شده و دویست دانشجو آموز دبستانی رو که برای ورود به جشنواره‌ی کودک صف بسته بودند لت و پار ‌کرده. گروه «تحریر الطهران» مسوولیتشو به عهده گرفته. 

«تحریر الطهران» وابسته به القاعده‌ی شمال آفریقاست و شایعه که «مجاهدین خلق» برای امتیازگیری ازش استفاده میکنه. ظاهرا حکومت انتقالی با نامزدی مریم رجوی در انتخابات ریاست جمهوری بخاطر سابقه تروریستیش مخالفه. 

«مجاهدین خلق» استانهای اردبیل و گیلان رو در اختیار داره و نیروهای ویژه‌ی آمریکایی و حکومت انتقالی هنوز نتونستن این د‌و استان رو پس بگیرن. 

قراره دو هفته‌ی دیگه جان بولتون به تهران بیاد تا به حکومت انتقالی برای حل اختلاف بین گروه پهلوی، شریعتمداری، و رجوی کمک کنه تا مجاهدین خلق هم بتونن در انتخابات شرکت کنند. 

در کاخ سفید اختلافه که آیا باید به مجاهدین خلق و گروههایی که در رژیم سابق فعال بودن اجازه شرکت در انتخابات بدن یا نه. اغلب فعالان اصلاح‌طلب و اصولگرا و ملی گرای رژیم سابق در #زندان_رضا_پهلوی محبوس یا در حصرند. جوانانشان در ائتلافی بنام «برای ایران» جمع شده‌اند. 

حقیقت‌نژاد در سرمقاله کیهان اشاره کرده که چند عامل برجسته‌ی رژیم سابق که در میان اطرافیان شاهزاده پهلوی نفوذ کرده بودند اخیرا به کمک موساد و اف بی آی در آمریکا و اروپا بازداشت شده و به اوین منتقل شده‌اند و هشدار داده شاهزاده اصلا نباید به اطرافیانش اعتماد کند. 

ظاهرا درمیان نفوذیهای رژیم سابق در اطراف شاهزاده افرادی بوده‌اند که هیچکس تصورش را هم نمی‌کرده. شایع شده که پرونده‌ی بسیار  بزرگی است و به دستگیریهای تازه‌ای نیز بخصوص درمیان اطرافیان گروههای دیگر بخصوص حسن شریعتمداری منجر خواهد شد. 

بی‌بی‌سی فارسی به نقل سازمان ملل گزارش داده که خطر شیوع سریع بیماری‌های وبا و فلج اطفال که تقریبا در رژیم سابق ریشه‌کن شده بود بسیار بالاست. بخصوص‌ در تهران، خوزستان و بوشهر که هدف بیشترین حملات هوایی به زیرساختارهای برق و آب بوده‌اند. 

دادستان کل حکومت انتقالی (ح.ا) حسن شریعتمداری، دستور انحلال ارتش و سپاه و بازخرید نیروهاشون رو دیروز صادر کرد. نیویورک تایمز امروز افشا کرده که کاتن نماینده ویژه‌ی رییس جمهور پنس در امور ایران بدون هماهنگی با رییس ح.ا (شاهزاده) این دستور رو به شریعتمداری داده.

نیویورک تایمز نوشته شاهزاده که به شدت نگران حمله‌ی سعودی به خوزستان و اشغال مناطق نفتی ایران بوده از تصمیم شریعتمداری بسیار عصبانی شده و با شخص پنس تماس گرفته و درخواست توقف دستور‌ رو داده و تهدید به استعفا کرده. 

سه انفجار همزمان در تهران، اصفهان و قزوین جان ۱۵۰ نظامی تسلیم شده به حکومت انتقالی را که در بیرون پاپگانها در صف انجام مراحل اداری بازخرید ایستاده بودند گرفت. دربین قربانیان چند رهگذر هم بوده‌اند. سازگارا رییس ساواک مجاهدین خلق را مسوول دانسته. 

یامین‌پور رییس تلویزیون ح.ا اعلام کرده که شبکه‌ی منوتو ازین به بعد به عنوان شبکه پنج در سراسر استان تهران قابل دریافت است و اجازه‌ی تاسیس دفتر در تهران نیز برای این شبکه صادر شده. 

گروهی از نیروهای نظامی که تسلیم ح.ا و نیروهای آمریکایی نشدند در شهر مشهد جمع شده و به فرماندهی قاسم سلیمانی زیر نظر آیت الله علم الهدی لشگری بنام «ابومسلم خراسانی» تشکیل داده‌اند. میگویند که نیروهای آمریکایی درحال برنامه ریزی برای ازادسازی مشهدند. 

چند هزار نفر از مردم تهران که در اعتراض به قطع آب و برق و شیوع وبا به سمت کاخ نیاوران محل استقرار رییس ح.ا حرکت کرده بودند در میدان تجریش با نیروهای ویژه آمریکایی درگیر شدند. صدای تیراندازی و آمبولانس قطع نمیشود و برخی معترضان ظاهرا مسلح اند. ۸ کشته تا الان. 

واشنگتن پست از تحرک گسترده‌ی نیروهای سعودی به سمت مرزهای عراق خبر داده و از دیپلماتهای اروپایی نقل کرده که ممکنه سعودی برای حمله به ایران آماده میشه. 

بنقل از فرزندان آیت الله جنتی، او که در حصر خانگی است صبح امروز در حین ورزش صبحگاهی دچار حمله قلبی شده و تحت حفاظت به بیمارستان آریامهر منتقل و پس از یک ساعت مرخص شده است. پزشک ویژه شاهزاده پس از معاینه حال جنتی را مساعد و عادی اعلام کرده. 

گروه تروریستی «تحریر الطهران» در کانال تلگرامش اعلام کرده که شب قبل استانداری و چند کلانتری و پادگان اصلی در اهواز را پس از درگیری اشغال کرده و به سمت پالایشگاه آبادان در حال حرکت است. هنوز ح.ا تایید نکرده. نیروهای عراق در مرز ایران به حالت آماده باش درآمده‌اند. 

نیویورکر از اختلاف بین رضا پهلوی رییس ح.ا  و حسن شریعتمداری رییس دستگاه قضای ح.ا درباره انحلال نیروهای نظامی پرده برداشته. پهلوی موافق انحلال سپاه بوده ولی ارتش را برای حفاظت از مرزها لازم میدیده. شریعتمداری نفوذ سپاه رو در ارتش بسیار عمیق میدیده و کوتاه نیومده. 

در نهایت رییس جمهور پنس پهلوی رو که حتا تهدید به استعفا کرده بوده با قول فرستادن ۱۵ هزار نیروی جدید به ایران برای حفاظت از مرزها تونسته پهلوی رو قانع کنه. 

یک مرد میانسال که از صبح در صف خمیر دندان ایستاده بود، پس از اعلام پایان ذخیره انبار فروشگاه سپه خیابان رودکی، پس از دعوا با فروشنده‌ها اسلحه کشیده و به سمت آنها شلیک کرده. دو زن و یک مرد کشته شده‌اند. 

فرح پهلوی، شهبانو و پدر رضا پهلوی رییس ح.ا دیشب درگذشت. نیم تای پایین روزنامه‌ها امروز پر از تسلیت از طرف مقامات است. ناظران میگویند با توجه به اختلاف فراینده میان رییس کل دادگستری حسن شریعتمداری و رییس ح.ا این درگذشت روابط دوطرف را بدتر خواهد کرد. 

مریم رجوی، رهبر مجاهدین خلق که استانهای گیلان و اردبیل را تحت اختیار دارد پیام تسلیتش را برای درگذشت فرح دیبا به جای پسرش به حسن شریعتمداری داده و شگفتی ناظران را برانگیخته. 

آگهی تسلیت جمعی از شاگردان مرحوم مصباح یزدی به حسن شریعتمداری که در روزنامه‌ی کیهان چاپ شده توجه‌ها را جلب کرده. گمانه‌زنی درباره اسامی احتمالی بالا گرفته. 

چند بمب‌ صوتی پایتخت ریاض را لرزاند. العربیه گفته احتمالا کار نیروی «ابومسلم خراسانی» مستقر در‌ مشهد است. قاسم سلیمانی فرمانده این نیرو ظاهرا در‌ پیامی به رضا پهلوی رییس ح.ا خبر ‌را تکذیب کرده. 

مدتی است مذاکراتی بین ح.ا و قاسم سلیمانی در‌جریان است. سلیمانی خلع سلاح نیروهایش را منوط به منع شرکت مجاهدین خلق در انتخابات و تلاش ح.ا برای آزاد کردن گیلان و اردبیل کرده. او و رضا پهلوی بر سر یکپارچگی ایران اشتراک نظر دارند. 

شایع است که علم‌الهدی با مذاکرات مخالف است و بدنبال جدایی کل خراسان از ایران است. گفته می‌شود حسن شریعتمداری و آمریکا نیز با استقلال خراسان مخالفتی ندارد. 

علم‌الهدی امام جمعه مشهد است و تمام مراکز حساس اداری و مالی و امنیتی مشهد را کنترل میکند. او هفته پیش در نماز جمعه از لزوم تاسیس کشوری براساس تعریف مرحوم مصباح یزدی از حکومت اسلامی سخن گفت و تلویحا با مذاکرات جاری میان سلیمانی و پهلوی مخالفت کرد. 

رضا پهلوی رییس ح.ا سفیر آمریکا را احضار کرده و بشدت برای بی‌عملی نیروهای آمریکایی اعتراض کرده. تام کاتن نماینده آمریکا به واشنگتن فراخوانده شده. صادرات نفت که به صدهزار بشکه در روز رسیده بود قطع شده. 

#منوتو مصاحبه‌ی اختصاصی با بن سلمان شاه عربستان کرده. او گفته اطلاع داشته که نیروهای «تحریر الطهران» به یک سایت مخفی موشکی دست یافته بودند و بیم آن میرفته که به ریاض و دوبی حمله موشکی کنند. 

بن سلمان درین مصاحبه به حسین دهباشی از #منوتو گفته که تنها پس از نابود کردن «تحریر الطهران» خوزستان را به نیروهای آمریکایی پس خواهد داد. 

قاسم سلیمانی در مصاحبه با تلویزیون خراسان گفته که هیچ سایت فعال موشکی در خوزستان وجود نداشته و بن سلمان دروغ می‌گوید. یک روزنامه‌ی کویتی از سفر ناگهانی مریم رجوی از اردبیل به ریاض خبر داده. ناظران نگران توافق او با سعودی برای گرفتن کنترل خوزستانند. 

رییس حکومت انتقالی، رضا پهلوی، دیشب درحال بازگشت به منزل مورد سوءقصد قرار گرفته. نوع عملیات (چسباندن بمب به شیشه در حال حرکت بدست موتور سوار) با عملیات ترور دانشمندان رژیم سابق بسیار شبیه است. هنوز گروهی مسوولیت آن را بعهده نگرفته. شورای ح.ا حسن شریعتمداری را جای پهلوی برگزیده.

«تحریرالطهران» مسوولیت ترور را بعهده گرفته. اما ناظران از نقش احتمالی مریم رجوی و حمایت حسن شریعتمداری برای حذف پهلوی می‌گویند. کیهان دیروز در خبر‌ ویژه از توطئه‌ی نیروهای ملی برای برکناری شریعتمداری نوشته بود. پهلوی مخالف شرکت مجاهدین در انتخابات و انحلال ارتش و سپاه بود.

حسن شریعتمداری، که صبح در جلسه اضطراری شورای حکوکت انتقالی به ریاست ح.ا رسید، با حضور در بیمارستان تجریش با چشمان گریان خبر قتل شاهزاده پهلوی را اعلام و سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

خبر رسیده تمام اعضای کابینه استعفا کرده‌اند و چند نفر از آنان از کشور خارج یا در حال خروج بازداشت شده‌اند. همزمان، گاردین گزارش داده که دفتر پهلوی بلافاصله پس از ترور با حکم دادستان کل مورد تفتیش قرار گرفته و تمام کامپیوترهایش ضبط شده‌اند. سازگارا رییس ساواک شخصا حضور داشته.

چند روز پس از سفر دو روزه‌ی جان بولتون به تهران و ملاقات با حسن شریعتمداری، رییس تازه‌ی ح.ا، نیمه دیشب بمبی مهیب ساختمانی را در اطراف حرم رضوی ویران کرد. قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ابومسلم و صد و چهل نفر از فرماندهان مقاومت کشته شدند.

از سرنوشت علم الهدی که در اوایل جلسه حضور داشته است خبری در دست نیست.

ساختمان مرکزی سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ‌ایران از ساعاتی پیش در آتش می‌سوزد. گزارشهایی از آتش سوزی در ساختمان ساواک و قرارگاه سابق سپاه تهران نیز رسیده است. کیهان نوشته رییس ح.ا وضعیت امنیت کشور را بحرانی خوانده و در تماسی با بولتون درخواست کمک کرده است.

رویترز گزارش داده که از صبح زود نیروهای ویژه آمریکا وارد مشهد شده‌اند و آن را از تسلط لشگر ابومسلم که چند روز پیش تمام فرماندهان ارشد در یک بمب‌گذاری کشته شدند درآورده‌اند. قرار است امشب شریعتمداری رییس ح.ا پیام تصویری درباره این پیروزی بدهد. هنوز خبری از علم‌الهدی نیست.

یک ماه پس از کشته شدن قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان لشگر ابومسلم، نیویورک پست امروز افشا کرده که علم‌الهدی (که دقایقی پیش از آن انفجار از ساختمان خارج شده و دیگر کسی او را ندیده بود) دیروز در هتلی در نیویورک پس از آزار جنسی خدمتکار هتل توسط پلیس دستگیر و پس از چند ساعت آزاد شده.

یک هفته مانده تا انتخابات، حسن شریعتمداری رییس حکومت انتقالی، آیت اله علم الهدی را به تولیت آستان قدس رضوی منصوب کرد. او در مصاحبه با #منوتو اعلام کرد که در شب انتخابات کنسرت بزرگ مسیح علینژاد را برای نخستین بار در ورزشگاه شهبانو فرح مشهد برگزار‌ خواهد کرد. 

مرگ اندوهبار وب

شبکه‌های اجتماعی دارند هایپرلینک و وب را از میان می‌برند. چرا کسی کاری نمی‌کند؟

حسین درخشان

هفت ماه پیش، در آشپزخانۀ آپارتمان قدیمیِ دهۀ چهلی که در یکی از محله‌های پرجنب‌وجوش مرکز تهران قرار دارد، پشت میزی کوچک نشستم و کاری کردم که پیش‌تر، هزاران بار کرده بودم: لب‌تاپم را باز کردم و وارد وبلاگ جدیدم شدم. در تمام شش سال گذشته، این اولین مطلبی بود که می‌نوشتم؛ چراکه تنها چند هفته پیش از آن، به‌طور غیرمنتظره از زندان آزاد شده بودم.


پس از آزادی، همه چیز جدید تازه به نظر می‌رسید: نسیم سرد پاییزی، صدای ترافیک روی پل روبه‌روی زندان و بوها و رنگ‌های شهری که بیشترِ سال‌های عمرم را در آن زندگی کرده بودم.

در اطرافم، تهرانی می‌دیدم بسیار متفاوت از آنچه قبلاً به آن عادت داشتم. مجتمع‌های مسکونیِ تازه‌ای که بی‌شرمانه مجلل بودند، جای خانه‌های کوچک و باصفایی را که قبلاً می‌شناختم، گرفته بودند. همه جا پر بود از جاده‌های جدید، بزرگ‌راه‌های تازه و لشگری از ماشین‌های شاسی‌بلند. بیلبوردهای عظیمی می‌دیدم که ساعت‌های ساخت سوئیس و تلویزیون‌های صفحه‌تختِ کره‌ای را تبلیغ می‌کردند. زنان با روسری و مانتوهای رنگارنگ و مردان با مو و ریش رنگ‌کرده در خیابان‌ها راه می‌رفتند. صدها کافه، با آهنگ‌های تازۀ غربی و کارکنان مؤنث، باز شده بود. این‌ها تغییراتی بود که به‌تدریج در مردم ایجاد شده بود. فقط زمانی متوجه این تغییرات می‌شوید که برای مدتی از زندگی عادی دور شده باشید.

دو هفته بعد، دوباره نوشتن را شروع کردم. بعضی از دوستان قبول کردند که به‌عنوان بخشی از مجلۀ علوم انسانی‌شان، وبلاگی راه‌اندازی کنم. آن را «کتابخوان» نامیدم.

شش سال دوری از زندگیِ عادی، زمان زیادی است؛ اما در دنیای اینترنت، یک دورۀ تاریخی کامل محسوب می‌شود. در اینترنت، عمل نوشتن چندان عوض نشده بود؛ اما خواندن یا دست‌کم، خوانده‌شدن، تغییر چشمگیری کرده بود. به من گفته بودند که در غیابم، نقش شبکه‌های اجتماعی چقدر حیاتی شده است. بنابراین نکته‌ای را می‌دانستم: اگر می‌خواستم مردم را برای دیدن نوشته‌هایم جذب کنم، مجبور بودم از رسانه‌های اجتماعی بهره بگیرم.

به‌این‌ترتیب، لینک یکی از مطالبم را در فیسبوک گذاشتم. ظاهراً فیسبوک اهمیت زیادی به مطالبم نمی‌داد. لینک مطلب من، آنجا شبیه به نوعی آگهیِ تبلیغاتی کوچک و ملال‌آور شد؛ بدون هیچ شرحی، هیچ تصویری و هیچ چیز دیگر. فقط سه تا لایک گرفت. سه تا! همین.

همان‌جا برایم روشن شد که اوضاع عوض شده است. من برای بازی در این میدان جدید مجهز نبودم. همۀ سرمایه و تلاشم سوخته و تمام شده بود. ویران شدم.

مستندی که بر اساس این مقاله ساخته شده را نگاه کنید. (۸ دقیقه)

به‌این‌ترتیب، لینک یکی از مطالبم را در فیسبوک گذاشتم. ظاهراً فیسبوک اهمیت زیادی به مطالبم نمی‌داد. لینک مطلب من، آنجا شبیه به نوعی آگهیِ تبلیغاتی کوچک و ملال‌آور شد؛ بدون هیچ شرحی، هیچ تصویری و هیچ چیز دیگر. فقط سه تا لایک گرفت. سه تا! همین.

همان‌جا برایم روشن شد که اوضاع عوض شده است. من برای بازی در این میدان جدید مجهز نبودم. همۀ سرمایه و تلاشم سوخته و تمام شده بود. ویران شدم.

همه چیز از حادثۀ یازدهم سپتامبر شروع شد. به دنبال توضیح و تفسیر ماجرا می‌گشتم که با وبلاگ‌ها آشنا شدم. وقتی که چند تا را خواندم، با خود فکر کردم: همین است. باید وبلاگی راه‌اندازی کنم.


وقتی که در سال ۲۰۰۸، زندانی شدم، وبلاگ‌ها مثل طلا و وبلاگ‌نویسان مثل ستارگان موسیقی راک بودند. در آن زمان و علی‌رغم اینکه دسترسی به وبلاگم در داخل ایران میسر نبود، روزانه حدود بیست‌هزار نفر مخاطب داشتم. به هر کس لینک می‌دادم، با افزایش فوری و درخورتوجهِ ترافیک مواجه می‌شد: می‌توانستم هر کس را می‌خواستم، تقویت یا تخریب کنم.

مردم نوشته‌هایم را به‌دقت می‌خواندند و نظرهای زیادی می‌گذاشتند؛ حتی بسیاری از کسانی هم که شدیداً مخالفم بودند، باز به وبلاگم می‌آمدند. وبلاگ‌های دیگر نیز دربارۀ نوشته‌هایم بحث می‌کردند و به آن‌ها ارجاع می‌دادند. حس پادشاه‌بودن به من دست می‌داد!

آن زمان کمی بیش از یک سال از تولد آیفون می‌گذشت؛ اما از گوشی‌های هوشمند عمدتاً برای برقراری تماس تلفنی و ارسال پیامک، ردوبدل‌کردن ایمیل و گشت‌وگذار در صفحات وب استفاده می‌شد. هیچ گونه اپلیکیشن واقعی وجود نداشت؛ مسلماًهمه چیز از حادثۀ یازدهم سپتامبر شروع شد. به دنبال توضیح و تفسیر ماجرا می‌گشتم که با وبلاگ‌ها آشنا شدم. وقتی که چند تا را خواندم، با خود فکر کردم: همین است. باید وبلاگی راه‌اندازی کنم.نه به آن صورتی که امروزه تصورش را داریم. نه «اینستاگرام» بود، نه «تلگرام»، نه «اسنپ‌چت» و نه «واتس‌اَپ». درعوض، صفحات وب وجود داشتند و روی وب، وبلاگ‌ها قرار داشتند؛ یعنی بهترین مکان برای دسترسی به نظرهای دیگران، خبر و تحلیل. وبلاگ‌ها زندگی من بودند.


همه چیز از حادثۀ یازدهم سپتامبر شروع شد. من در تورنتو بودم و پدرم تازه از تهران آمده بود تا دیداری تازه کند. داشتیم صبحانه می‌خوردیم که هواپیمای دوم به ساختمان مرکز تجارت جهانی خورد. مات و مبهوت شده بودم و به دنبال توضیح و تفسیر ماجرا می‌گشتم که با وبلاگ‌ها آشنا شدم. وقتی که چند تا را خواندم، با خود فکر کردم: همین است. باید وبلاگی راه‌اندازی و همه ایرانیان را به وبلاگ‌نویسی تشویق کنم. بنابراین با استفاده از برنامۀ نوت‌پد در ویندوز دست به آزمایش زدم. به‌زودی با استفاده از بستر نشر بلاگر، پیش از آنکه گوگل آن را بخرد، سر از نویسندگی در hoder.com درآوردم.

سپس در پنجم نوامبر ۲۰۰۱ راهنمایی گام‌به‌گام دربارۀ روش راه‌اندازی وبلاگ منتشر کردم. این کار، جرقۀ حرکتی را زد که بعدها انقلاب وبلاگ‌نویسی نامیده شد: به‌زودی صدها هزار ایرانی، ایران را به یکی از پنج کشور برتر از لحاظ تعداد وبلاگ تبدیل کردند و من از اینکه نقشی در جریانِ بی‌سابقۀ دمکراتیزه‌کردنِ نوشتن داشتم، به خود می‌بالیدم.

آن روزها فهرستی از تمام وبلاگ‌های فارسی زبان نگه می‌داشتم و برای مدتی اولین شخصی بودم که هر وبلاگ‌نویسِ تازه‌کار در ایران با او تماس می‌گرفت تا بتواند در این فهرست قرار گیرد. به همین دلیل بود که در حدود ۲۵ سالگی مرا «پدر وبلاگ‌نویسی‌» می‌خواندند. لقب بی‌ربطی بود؛ اما دست‌کم نشان می‌داد که چقدر این ماجرا برایم مهم بوده است.

هر روز صبح کامپیوترم را روشن می‌کردم و از آپارتمان کوچکم در مرکز تورنتو به وبلاگ‌های جدید رسیدگی می‌کردم و کمکشان می‌کردم تا دیده شوند و مخاطب جذب کنند. جمع متکثری بودند: از نویسندگان و روزنامه‌نگاران تبعیدی، یادداشت‌نویسان زن و کارشناسان فناوری گرفته تا سیاست‌مداران، روحانیون، رزمندگان سابق و روزنامه‌نگاران محلی. همواره افراد بیشتری را ترغیب می‌کردم. از مردان و زنان مذهبی و طرف‌دار جمهوری اسلامی که در داخل ایران زندگی می‌کردند و صدایشان در وبلاگستان غایب بود، دعوت می‌کردم به ما بپیوندند و شروع به نوشتن کنند.

گستردگیِ چیزی که آن روزها در دسترس بود، همۀ ما را متحیر می‌کرد. همین دسترسی به دیدگاه‌های گسترده برایم انگیزۀ بزرگی برای ترویج وبلاگ‌نویسی با آن همه جدیت بود. در اواخر سال ۲۰۰۰ ایران را به قصد تجربۀ زندگی در غرب ترک کرده بودم و می‌ترسیدم که از تحولات زیرپوستی کوچه و بازارِ کشورم عقب بیفتم؛ اما خواندن وبلاگ‌های ایرانی از قلب تورنتو، نزدیک‌ترین تجربه به تجربۀ نشستن در تاکسی در تهران و گوش‌دادن به گفت‌وگوهای جمعی بین رانندۀ پرحرف و مسافرانِ اتفاقی بود. می‌توانستم این امکان را آنجا هم داشته باشم.


در طول هشت ماه اوّلی که در انفرادی بودم، به داستان اصحاب کهف در قرآن خیلی فکر می‌کردم. در این داستان عده‌ای مسیحی که آزارشان داده‌اند، به غاری پناه می‌برند. آن‌ها و سگی که همراهشان بود، به خواب عمیقی فرو می‌روند. وقتی که بیدار می‌شوند، تصور می‌کنند چُرت کوتاهی زده‌اند؛ ولی در حقیقت سیصد سال گذشته است. طبق روایتی دیگر از این داستان، یکی از آن‌ها برای خرید غذا بیرون می‌رود. به این فکر می‌کنم که پس از گذشت سیصد سال چقدر باید گرسنه باشند. او درمی‌یابد که پولش دیگر منسوخ شده و به درد موزه می‌خورد. آن وقت است که می‌فهمد چه زمان درازی غایب بوده است.

شش سال پیش، هایپرلینک پول رایج من بود. هایپرلینک یا همان لینک که از ایدۀ هایپرتکست یا ابَرمتن نشئت می‌گیرد، نوعی تنوع و بی‌مرکزی پدید می‌آورْد که در دنیای واقعی وجود نداشت. هایپرلینک نمایانگر روح باز و به‌هم‌پیوستۀ شبکۀ جهانی وب بود. این افقی بود که در ذهن مخترع وب، تیم برنرز لی، جای داشت. هایپرلینک راهی بود برای رهایی از تمرکز، همۀ آن ارتباطات خطی و سلسله‌مراتب‌ها و نیز جایگزین‌کردن آن‌ها با چیزی توزیع‌یافته‌تر: سیستمی از نقطه‌ها و شبکه‌ها.

وبلاگ‌ها به روحِ این بی‌مرکزی، فرم و صورت دادند: آن‌ها پنجره‌ای رو به زندگی‌هایی بودند که به‌ندرت می‌شناختیم یا پل‌هاییتقریباً همۀ شبکه‌های اجتماعی، رفتاری شیئ‌گونه مثل عکس یا متن با لینک‌ها دارند؛ به‌جای‌اینکه آن‌ها را «رابطه» ای برای غنی‌ترکردن متن بدانند.بودندکه زندگی‌های مختلف را به یکدیگر وصل می‌کردند و از این راه تغییرشان می‌دادند. وبلاگ‌ها مثل کافه‌هایی بودند که مردم در آن‌ها دربارۀ هر موضوعی که به آن علاقه داشتند، بحث می‌کردند. آن‌ها مانند تاکسی‌های تهران بودند؛ اما در مقیاسی بزرگ‌تر.

تقریباً همۀ شبکه‌های اجتماعی، رفتاری شیئ‌گونه مثل عکس یا متن با لینک‌ها دارند؛ به‌جای‌اینکه آن‌ها را «رابطه» ای برای غنی‌ترکردن متن بدانند.

از زمانی که آزاد شده‌ام، فهمیده‌ام که هایپرلینک چقدر ارزش خود را از دست داده و حتی بی‌فایده شده است.

تقریباً همۀ شبکه‌های اجتماعی، رفتاری شیئ‌گونه مثل عکس یا متن با لینک‌ها دارند؛ به‌جای‌اینکه آن‌ها را «رابطه» ای برای غنی‌ترکردن متن بدانند. آن‌ها شما را تشویق می‌کنند به گذاشتن یک هایپرلینکِ واحد در معرض فرایند شبه‌دمکراتیکِ رأی‌دادن با لایک، مثبت یا قلب؛ ولی افزودن چندین لینک در یک متن، معمولاً مجاز نیست. هایپرلینک‌ها ابژه‌وار، ایزوله و ناتوان شده‌اند.

درعین‌حال، شبکه‌های اجتماعی، احترام بیشتری برای متن و تصاویر بومی قائل‌اند تا مواردی که در خارج از صفحاتشان قرار دارد. متن و تصاویر بومی، چیزهایی هستند که مستقیماً روی خود آن شبکه‌ها گذاشته می‌شوند. دوست عکاسی به من توضیح داد که چگونه عکس‌هایی را که مستقیماً در فیسبوک آپلود می‌کند، تعداد لایکِ بسیار زیادی دریافت می‌کند، و این بدان معنی است که این عکس‌ها در نیوزفید دیگران بیشتر ظاهر می‌شود. ازطرف‌دیگر، اگر لینکی را به همان عکس در جایی خارج از فیسبوک بگذارد؛ مثلاً در وبلاگ گردوخاک‌گرفته‌اش، عکس‌هایش خیلی کمتر دیده می‌شود و بنابراین لایک‌های به‌مراتب کمتری می‌گیرد. این چرخه، مدام خود را تقویت می‌کند.

رفتار برخی شبکه‌ها مانند توییتر با هایپرلینک‌ها کمی بهتر است. برخی دیگر مثل شبکه‌های اجتماعیِ بی‌اعتماد به نفسْ رفتارِ پارانوییدتری دارند. اینستاگرام که در مالکیت فیسبوک است، به کاربرانش به‌هیچ‌وجه اجازۀ ترک محیطش را نمی‌دهد. می‌توانید یک آدرسِ وب در کنار عکس خود بگذارید؛ اما کلیک‌کردن روی این آدرس، شما را به جایی نخواهد برد. افرادِ بسیار زیادی کارِ روزمرۀ خود را با اینترنت از همین بن‌بست‌های شبکه اجتماعی آغاز می‌کنند و همان‌جا نیز آن را پایان می‌دهند. خیلی‌ها حتی متوجه نیستند که وقتی یک عکس اینستاگرامی را لایک می‌کنند یا دربارۀ ویدئوی دوستی در فیسبوک نظر می‌گذارند، در حال استفاده از زیرساخت اینترنت هستند. فکر می‌کنند که فقط با یک برنامک ساده سروکار دارند. ۵۸ درصد مردم هند و ۵۵ درصد مردم برزیل فکر می‌کنند فیس‌بوک همان اینترنت است.

اما هایپرلینک‌ها نه‌تنها اسکلت وب را تشکیل می‌دهند؛ بلکه چشمانِ آن نیز هستند که مسیری است به روح وب. یک صفحۀ وبِ کور، یعنی صفحۀ بدون هایپرلینک، نمی‌تواند به صفحۀ وب دیگری نگاه کند یا چشم بدوزد. این مسئله برای مناسبات قدرت در دنیای وب، پیامدهایی جدی دارد.

شاید یک پاراگراف هوشمندانه که شخصی عادی آن را نوشته است، از جریان استریم کنار گذاشته شود؛ درحالی‌که پرتوپلاهای احمقانۀ یک سلبریتی حضور و توجهی فوری در اینترنت کسب می‌کند.

تقریباً همۀ نظریه‌پردازان، چشم‌دوختن را در رابطه با قدرت و عمدتاً در معنای منفی بررسی می‌کنند: چشم‌دوزنده شخصِ پیشِ روی خود را برهنه و به شیئی بی‌قدرت تبدیل می‌کند که از هوش یا عاملیت، عاری است؛ اما در دنیای صفحات وب، چشم‌دوختن، کارکرد متفاوتی دارد: قدرت‌بخشی. وقتی یک وب‌سایت قدرتمند، مثل گوگل یا فیسبوک به صفحۀ وب دیگری چشم می‌دوزد یا به آن لینک می‌دهد، با این کار صرفاً به آن وصل نمی‌شود؛ بلکه به آن هستی و حیات می‌بخشد. به‌بیان استعاری، صفحۀ شما بدون این نگاهِ قدرت‌بخش، نفس نخواهد کشید. مهم نیست که در یک صفحه چند لینک گذاشته باشید. تا وقتی که کسی به آن نگاه نکند، صفحۀ شما عملاً هم مرده خواهد بود و هم کور و بنابراین از انتقال قدرت به صفحۀ وب خارجی عاجز است.

از طرف دیگر، قدرتمندترین صفحات وب، آن‌هایی هستند که چشمان زیادی به آن‌ها دوخته شده است. درست مثل ستارگان مشهوری که از میلیون‌ها چشم انسانی که در هر زمان به آن‌ها دوخته می‌شود، نوعی قدرت می‌گیرند، صفحات وب نیز می‌توانند قدرتشان را از طریق هایپرلینک‌ها دریافت و توزیع کنند.

اما برنامک‌هایی مثل اینستاگرام، کاملاً یا تقریباً کورند. نگاهشان به جایی غیر از داخل دوخته نمی‌شود، تمایلی به انتقال هیچ‌یک از قدرت‌های وسیعشان به دیگران ندارند و این کارِ صفحات دیگر را شاید یک پاراگراف هوشمندانه که شخصی عادی آن را نوشته است، از جریان استریم کنار گذاشته شود؛ درحالی‌که پرتوپلاهای احمقانۀ یک سلبریتی حضور و توجهی فوری در اینترنت کسب می‌کند.به سمت مرگی بی‌صدا می‌کشاند. نتیجه این می‌شود که صفحات وبی که خارج از رسانه‌های اجتماعی‌اند، در حال مرگ‌اند.


پیش از آنکه گرفتار شوم، یادم هست که روند محدودشدنِ قدرت هایپرلینک‌ها آغاز شده بود. بزرگ‌ترین دشمن هایپرلینک، فلسفه‌ای بود که دو ارزش غالب و بیش‌ازحدمهم‌شده در دوران ما را با هم داشت: تازگی و محبوبیت. این دو در استیلای سلبریتی‌های جوان در دنیای واقعی خود را نشان می‌دهند. این فلسفه در پدیدۀ استریم خلاصه می‌شود.

استریم اکنون روش غالبِ مردم برای دریافت اطلاعاتِ موجود در صفحات وب است. کاربرانِ اندکی صفحات وبِ اختصاصی را به‌طور مستقیم چک می‌کنند. آن‌ها به‌جای این کار، از جریان بی‌پایان اطلاعاتی تغذیه می‌کنند که الگوریتم‌های پیچیده و مخفی برایشان انتخاب می‌کنند.

استریم یعنی لازم نیست دیگر صفحات وب زیادی باز کنید. نیازی به تب‌های متعدد در مرورگرتان ندارید. حتی دیگر به مرورگر وب نیاز ندارید. فقط برنامۀ توییتر یا فیسبوک را روی گوشی هوشمندتان باز می‌کنید و مشغول می‌شوید. حالا به‌جای اینکه شما به سمت اطلاعات بروید، اطلاعات نزد شما می‌آید. الگوریتم‌های کامپیوتری همه‌چیز را برای شما دست‌چین کرده‌اند. این الگوریتم‌ها بر اساس آنچه شما یا دوستانتان قبلاً خوانده یا دیده‌اید، چیزی را که ممکن است بخواهید ببینید، پیش‌بینی می‌کنند. اینکه برای پیدا کردن مطالب جالب در انبوهی از صفحات وب وقت تلف نکنیم، عالی به نظر می‌رسد.

اما آیا در این میان چیزی از دست می‌دهیم؟ در عوضِ این کارایی چه چیزی می‌دهیم؟

در بسیاری از برنامک‌ها رأی‌هایی که به صورت لایک، مثبت، ستاره و قلب می‌دهیم، در واقع، بیشتر به آواتارهای بامزه و شهرت مربوط می‌شود تا به متن مطلبی که گذاشته شده است. شاید یک پاراگراف هوشمندانه که شخصی عادی آن را نوشته است، از جریان استریم کنار گذاشته شود؛ درحالی‌که پرت‌وپلاهای احمقانۀ یک سلبریتی حضور و توجهی فوری در اینترنت کسب می‌کند.

الگوریتم‌های فعال در پسِ استریم نه‌تنها «تازگی» و «محبوبیت» را معادلِ «اهمیت» می‌گیرند؛ بلکه بیشتر تمایل دارند آنچه را قبلاً دوست داشته یا لایک زده‌ایم، به ما نشان دهند. این سرویس‌ها رفتار ما را به‌دقت زیر نظر می‌گیرند و با ظرافت، نیوزفید ما را با مطالب، عکس‌ها و ویدئوهایی می‌آرایند که فکر می‌کنند به احتمال زیاد بخواهیم ببینیم.

محبوبیت به‌خودی‌خود بد نیست؛ اما مخاطراتی نیز دارد. در یک اقتصادِ مبتنی بر بازار آزاد، کالاهای با کیفیتِ کم و قیمت بد، محکوم به شکست‌اند. هیچ کس از تعطیلیِ کافه‌ای ساکت در بروکلین با قهوۀ بی‌کیفیت و خدمتکارانی بدرفتار، ناراحت نمی‌شود. ولی ایده‌ها و نظرات با خدمات یا کالاهای مادی یکسان نیستند. ایده‌ها هرچقدر هم نامحبوب یا حتی بد باشند، از بین نخواهند رفت. تاریخ ثابت کرده که اکثر ایده‌های بزرگ و بسیاری از ایده‌های بد برای مدتی طولانی کاملاً نامحبوب بوده‌اند و وضعیت حاشیه‌ای آن‌ها به تقویتشان انجامیده است. دیدگاه‌های اقلیتی وقتی که امکان بیان پیدا نکنند و به رسمیت شناخته نشوند، افراطی می‌شوند.

دنیا هم برای دولت‌ها و هم برای شرکت‌های بزرگ، کاملاً پیش‌بینی‌پذیر خواهد بود و پیش‌بینی‌پذیری یعنی کنترل.


امروزه استریم شکل غالبِ سازماندهی اطلاعات در رسانه‌های دیجیتال است. استریم در هر شبکۀ اجتماعی و برنامۀ موبایل وجود دارد. از زمانی که آزادی‌ام را به دست آوردم، هر جا که می‌روم پدیدۀ استریم را می‌بینم. گمان می‌کنم به‌زودی شاهد روزی خواهیم بود که سایت‌های خبری، کل محتوای خود را بر اساس همین اصول سازماندهی خواهند کرد. امروزه استیلای استریم نه‌تنها باعث شده تا بخش‌های عظیمی از اینترنت، اهمیت چندانی به کیفیت ندهند؛ بلکه موجبِ خیانتی عمیق به تنوعی است که درافقِ شبکۀ جهانی وب طراحی شده بود.


تردیدی ندارم که امروزه تنوع موضوعات و نظراتِ آنلاین، کمتر از گذشته است. شبکه‌های اجتماعی امروزی، ایده‌های جدید، متفاوت و چالش‌برانگیز را سرکوب می‌کنند؛ چون استراتژی‌های رتبه‌بندی‌شان اولویت را به چیزهایی می‌دهد که مشهورند و به آن عادت کرده‌ایم. جای تعجب ندارد که شرکت اپل برای برنامک‌های خبری خود، ویراستارهای انسانی استخدام می‌کند. اما تنوع به روش‌هایی دیگر و برای اهدافی دیگر نیز کاهش می‌یابد.

بخشی از آن بصری است. تمام پست‌های من در توییتر و فیسبوک، به چیزی مثل وبلاگی شخصیامروزه تنوع موضوعات و نظراتِ آنلاین، کمتر از گذشته است.شباهت دارند: در یک صفحۀ مشخص، به ترتیب زمانیِ وارونه، مرتب می‌شوند و هر مطلب، آدرس‌ِ وب مستقیم و منحصر به فرد دارد. بله، این درست است؛ اما کنترل چندانی بر ظاهر صفحه‌ام ندارم و نمی‌توانم آن را زیاد شخصی کنم. صفحۀ من باید از ظاهری یکدست پیروی کند که طراحان شبکۀ اجتماعی برایم تعیین می‌کنند.

متمرکزسازیِ اطلاعات نیز نگرانم می‌کند؛ چراکه احتمال نابودشدنِ همیشگی مطالب را زیاد می‌کند. پس از دستگیری‌ام، سرویس میزبانم حسابم را مسدود کرد؛ چون نمی‌توانستم هزینۀ ماهانۀ آن را پرداخت کنم. ولی حداقل از تمام پست‌هایم در یکی از پایگاه‌های داده روی وب‌سرورِ خودم، نسخۀ پشتیبان تهیه کرده بودم. قبلاً بسیاری از ابزارهای وبلاگ‌نویسی به شما امکان می‌دادند تا پست‌ها و آرشیو خود را به فضای وبِ خودتان منتقل کنید؛ ولی بیشترِ سرویس‌های کنونی چنین اجازه‌ای نمی‌دهند. حتی اگر این کار را نمی‌کردم، سایت آرشیو اینترنت، می‌توانست نسخه‌ای از این اطلاعات را نگه‌داری کند. اما اگر به هر علتی، حسابم در فیسبوک یا توییتر بسته شود چه؟ شاید خود این سرویس‌ها به‌این‌زودی‌ها از بین نروند؛ ولی دور از تصور نیست که روزی خیلی از سرویس‌های امریکایی، حساب ایرانیان را در نتیجۀ تحریم‌های اقتصادی، مسدود کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، می‌توانم پست‌هایم را از بعضی از این سرویس‌ها دانلود کنم؟ فرض کنیم که بتوان نسخۀ پشتیبان را به سرویسِ دیگری انتقال داد؛ اما آدرس وب منحصربه‌فردی که برای پروفایلِ شبکۀ اجتماعی‌ام داشتم چه می‌شود؟ آیا پس از آنکه به تصرف شخصی دیگر درآمد، قادر خواهم بود آن را پس بگیرم؟ نام‌های دامنه نیز دست‌به‌دست می‌شود؛ ولی مدیریت فرایند کار، آسان‌تر و روشن‌تر است؛ به‌ویژه اینکه رابطه‌ای مالی بین شما و فروشندۀ دامنه وجود دارد که باعث می‌شود کمتر در معرض تصمیمات ناگهانی و غیرشفاف قرار گیرد.

اما هولناک‌ترین پیامد تمرکزِ اطلاعات در عصر شبکه‌های اجتماعی، چیز دیگری است: این تمرکز اطلاعات، همۀ ما را در رابطه‌مان با دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ، بسیار ضعیف و کم‌توان می‌کند.

روزبه‌روز پایِش و مراقبت بیشتری روی زندگی متمدن اعمال می‌شود و اوضاع با گذشت زمان بدتر هم می‌شود. شاید تنها راه دورماندن از دستگاه وسیع پایش، این است که به غاری برویم و بخوابیم؛ هرچند بعید است بتوانیم سیصد سال آنجا بمانیم!

تحت‌نظربودن، چیزی است که همۀ ما در نهایت مجبوریم به آن عادت کرده و با آن زندگی کنیم و این نکته متأسفانه ربطی هم به کشور محل سکونتمان ندارد. جالب این است که کشورهایی که با مدیران فیسبوک و توییتر تعامل می‌کنند، دربارۀ شهروندانشان اطلاعات بیشتری دارند تا کشورهایی مثل ایران که دولت در آن کنترل بیشتری روی اینترنت اعمال می‌کند؛ اما دسترسی قانونی به برخی رسانه‌های اجتماعی مسدود است.

بااین‌حال، هولناک‌تر از تحت‌نظربودنِ صرف، ‌ کنترل‌شدن است. وقتی فیسبوک می‌تواند فقط با صدوپنجاه لایک ما را بهتر از پدر و مادرمان یا با سیصد لایک بهتر از همسرمان بشناسد، آن گاه دنیا هم برای دولت‌ها و هم برای شرکت‌های بزرگ، کاملاً پیش‌بینی‌پذیر خواهد بود و پیش‌بینی‌پذیری یعنی کنترل.


ایرانیانِ طبقۀ متوسط، مثل بیشتر مردم دنیا شیفتۀ مُدهای جدیدند. کاربرد یا کیفیت، معمولاً در مقایسه با مد روز بودن کمتر اهمیت دارد. وبلاگ‌نویسی در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ شما را امروزی و شیک نشان می‌داد، سپس در حدود سال ۲۰۰۸ فیسبوک و بعد از آن توییتر مد روز شد. از سال ۲۰۱۴ اینستاگرم به میدان آمده است و کسی نمی‌داند که پدیدۀ بعدی چیست. اما هر چه دربارۀ این تحولات بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر به این نکته پی می‌برم که ممکن است اصلاً همۀ نگرانی‌هایم به بیراهه کشیده شده باشند. شاید دربارۀ چیزهایی که نباید نگراندر گذشته، دنیای وب بسیار نیرومند و جدی بود؛ ولی امروزه بیشتر شبیه سرگرمی است.شده‌ام. شاید چیزی که باید نگرانش باشم، مرگِ هایپرلینک یا تمرکزگرایی نباشد.

شاید خودِ متن، در حال ازبین‌رفتن است. اولین بازدیدکنندگانِ وب، وقت خود را صرف خواندن مجله‌های آنلاین می‌کردند. بعد از آن بود که وبلاگ‌ها آمدند، سپس فیسبوک و سرآخر توییتر. حالا اکثر مردم وقت خود را صرفِ اینستاگرام و تلگرام و ویدئوهای فیسبوک می‌کنند. روزبه‌روز در شبکه‌های اجتماعی، متون کمتر و کمتری برای خواندن و ویدئوها و عکس‌های بیشتری برای دیدن گذاشته می‌شوند. آیا شاهد افول خواندن در وب به نفع دیدن و شنیدن هستیم؟

آیا این گرایش از عادت‌های متغیرِ فرهنگیِ مردم ناشی می‌شود یا اینکه مردم از قواعد تازۀ شبکه‌های اجتماعی پیروی می‌کنند؟ نمی‌دانم. پژوهشگران باید به این سؤال پاسخ دهند. اما احساس می‌کنم این گرایش، جنگ‌های فرهنگی قدیمی را دوباره زنده می‌کند. دنیای وب، کار خود را با تقلید از کتاب آغاز کرد و برای سالیان متمادی محتوای غالبش متن بود و هایپرتکست. موتورهای جست‌وجو ارزش زیادی به این چیزها می‌دادند و برخی شرکت‌ها و بعضی مونوپولی‌ها مانند گوگل به‌طور کامل بر پایۀ متن و هایپرتکست ساخته شدند. ولی به نظر می‌رسد با رشد اسکنر، عکاسی دیجیتال و دوربین ویدئویی اوضاع در حال تغییر است. ابزارهای جست‌وجو به بهره‌گیری از الگوریتم‌های پیشرفتۀ تشخیص عکس روی آورده‌اند و درآمد تبلیغات نیز در حال سرازیرشدن به آنجا است.

اما استریم، برنامک‌های موبایل و تصاویر متحرک: همۀ این‌ها حاکی‌اند از تغییر رویکرد از مفهومی به نام «اینترنت‌کتاب» به‌سمت «اینترنت‌تلویزیون». به نظر می‌رسد از شیوۀ ارتباط غیرخطی، یعنی گره‌ها، شبکه‌ها و لینک‌ها به‌سمت شیوۀ خطیِ همراه با تمرکز و سلسله‌مراتب رفته‌ایم.

وقتی که وب اختراع شد، قرار نبود به نوعی تلویزیون تبدیل شود؛ اما حالا خواه‌ناخواه به‌سرعت دارد به تلویزیون شباهت پیدا می‌کند: ابزاری خطی، منفعل، برنامه‌ریزی‌شده و درون‌نگر.

وقتی وارد فیسبوک می‌شوم، تلویزیون شخصی‌ام روشن می‌شود. تنها کاری که باید بکنم، این است که صفحه را اسکرول کنم: عکس‌های جدیدِ پروفایلِ دوستان، نظرات کوتاه دربارۀ مسائل روز، لینک‌هایی به مطالب تازۀ مطبوعات با شرح‌هایی کوتاه، آگهی و البته ویدئوهایی که به‌صورت خودکار پخش می‌شوند. گهگاهی روی دکمۀ لایک یا بازنشرکلیک می‌کنم، نظر دیگران را می‌خوانم یا خودم نظر می‌گذارم یا مقاله‌ای را باز می‌کنم. اما داخل فیسبوک می‌مانم و فیسبوک همچنان آنچه را که ممکن است بپسندم، برایم پخش می‌کند. این آن وبی نیست که وقتی به زندان رفتم، می‌شناختم. این آیندۀ وب نیست. این تلویزیون است.

گاهی فکر می‌کنم شاید چون سنم بالاتر رفته است، سخت‌گیر شده‌ام. شاید همۀ این‌ها تکامل طبیعی نوعی فناوری است؛ اما نمی‌توانم چشمانم را روی چیزی که رخ می‌دهد، ببندم: ازدست‌رفتنِ تنوع و نیروی روشنفکرانه و زوال پتانسیل‌های بزرگی که می‌توانستند برای دوران آشفتۀ ما داشته باشد. در گذشته، دنیای وب بسیار نیرومند و جدی بود؛ ولی امروزه بیشتر شبیه سرگرمی است. به‌طوری‌که برخی از این شبکه‌های اجتماعی، مثلاً اینستاگرام، در ایران اساساً مسدود نیستند.

دل‌تنگم برای زمانی که مردم وقت می‌گذاشتند تا خود را در معرض نظرات مختلف قرار دهند و به خود زحمت می‌دادند تا متن‌های بیش از یک پاراگراف یا ۱۴۰ کاراکتر را بخوانند. دلم تنگ شده است برای روزهایی که می‌توانستم مطلبی در وبلاگ خودم بنویسم و روی دامنۀ خودم منتشر کنم، بی‌آنکه برای تبلیغ نوشته‌ام در شبکه‌های اجتماعیِ مختلف به همان اندازه وقت صرف کنم. دل‌تنگ زمانی هستم که هیچ‌کس اهمیتی به لایک‌ها و بازنشرها نمی‌داد.

این آن وبی است که از پیش از گرفتاری به یاد دارم. وبی که باید نجاتش دهیم.


این مقاله ترجمه‌ای است از The Web We Have to Save که در سال ۲۰۱۵ مجله‌ی «متر» منتشر شد.

چگونه باید با ترامپ روبرو شد

حسین درخشان*

همه دنیا گیج شده‌اند که با ترامپ چه باید کرد. واقعیت این است که او نه سیاستمدار است و نه تاجر. ترامپ یک کالای تلویزیونی است که در گفتمان تلویزیون (یا بقول نیل پستمن گفتمان «سرگرمی») عمل میکند؛ او از راه تلویزیون برنده‌ی انتخابات در تلویزیون‌زده‌ترین کشور دنیا شد و حالا هم از راه تلویزیون (و حساب توییتری که با تلویزیون پژواک می‌یابد) اعمال حاکمیت می‌کند، تا جایی که کارشناسان آمریکایی به شوخی می‌گویند بهترین راه تاثیر گذاری بر او از راه تلویزیون، بخصوص برنامه‌ی صبحگاهی شبکه‌ی کابلی فاکس نیوز است.

او و حامیانش در دنیایی موازی، مانند فیلم ماتریکس، زندگی و فکر می‌کنند که واقعیت‌هایی متفاوت بر آن حاکم است. در این سپهر موازی زمین در خطر نیست، نژاد سفید در حال انقراض است، اوباما نماینده‌ی شیطان و خاین به آمریکا است، روسیه و پوتین دوستان آمریکایند، فلسطین وجود خارجی ندارد، و مسلمانها تروریست‌اند-مگر آنکه از آمریکا میلیاردها دلار موشک و جت جنگی بخرند.

دنیای ترامپ دنیای «تظاهر» و «ابرواقعیت» است؛ برای همین هم تلویزیون (و ویدیو)، که رسانه‌ی مرکزی دوران پسامدرن است، همه چیز اوست.

در دنیای موازی ترامپ، پولهای آزاد شده‌ی ایران بذل و بخشش اوباما از جیب مردم آمریکا بوده، توافق اتمی با ایران آن را به ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر کرده، تحریمها علیه ایران تنها به طبقه‌ی حاکم آن لطمه زده و ایران را ظرف چند ماه به کشوری متفاوت بدل کرده، و از همه مهمتر اینکه ترامپ آماده‌ی «مذاکره‌ی بدون پیش‌شرط» با ایران و حامی «صلح جهانی» است و حاکمان ایران‌اند که از مذاکره و صلح گریزانند.

در داخل آمریکا هرکس با ترامپ مثل یک سیاستمدار یا تاجر عادی تعامل کرده به او باخته است. چرا که او در زمینی بازی می‌کند که هیچکس قواعد آن را به خوبی بلد نیست. دسته بندی گی دبور، نظریه‌پرداز مشهور دهه‌ی شصت فرانسه، از سه مرحله‌ی تاریخی تمدن انسانی به فهم ترامپ کمک می‌کند. با الهام از دبور (و البته دیگرانی چون بنجامین و بودریار و پرس) می‌توان گفت که در دنیای پیشامدرن «بودن»ها اهمیت داشتند: قوی بودن، دانا بودن، جوان بودن، برحق بودن، کارا بودن وغیره. پس از آن در دوران سرمایه‌سالاری مدرن «داشتن» ابزارهای بودن مهم شدند: داشتن سرمایه و خانه و زمین و جواهر، داشتن مدرک تحصیلی، داشتن سلاح اتمی، داشتن لوازم زیبایی و جوانی، وغیره. اما در دوران سرمایه‌سالاری متاخر یا پسامدرن «تظاهر» است که مهم است: تظاهر به سواد، تظاهر به دانایی، تظاهر به جوانی، تظاهر به قدرت، تظاهر به کارایی و غیره که شاید مفهوم «برند» آن را از هم بهتر توضیح دهد.

دنیای ترامپ دنیای «تظاهر» و «ابرواقعیت» است؛ برای همین هم تلویزیون (و ویدیو)، که رسانه‌ی مرکزی دوران پسامدرن است، همه چیز اوست.

بدون فهم این نکته نمی‌توان جلوی ترامپ ایستاد. با او نمی‌توان با «بودن»ها و «داشتن»ها مقابله کرد، چون او با «تظاهر»هایش همه‌ی آنان را می‌سوزاند.

صریح و ملموس برای این روزها بگویم: «تظاهر» ترامپ به صلح‌طلبی و تمایل به معامله با ایران را نباید با آموزش مبانی مذاکره یا یادآوری بدعهدی او (دنیای واقعیت) پاسخ داد. این‌گونه، اوست که برنده می‌شود. اگرتصمیم کنونی نظام مذاکره نکردن است، باید با «تظاهر»ی به مذاکره که برای او پذیرفتنی نیست پاسخش را داد تا ما را حامی تعامل و صلح و او را گریزان نشان دهد. من اگر جای مقامات ایران بودم در یک توییت ترامپ را در سالروز کودتای ۲۸ مرداد به تهران دعوت می‌کردم تا در ساختمانی در خیابان فلسطین با او بنشینم و تمام مسایل فیمابین از سال ۱۳۳۲ را تا کنون حل و فصل کنیم.

* پژوهشگر میهمان و تحلیل‌گر رسانه در دانشگاه هاروارد

منبع: روزنامه‌ی شرق، ۱۸ مرداد ۱۳۹۷

نامه‌ای به برادرم، درباره‌ی آزادی

شهاب اسفندیاری عزیزم، برادر و رفیق روزهای سخت،

سلامم را بپذیر. شنیده‌ام که از زمان انتخابات و حمایتم از حسن روحانی از جانب برخی دوستان حزب‌الهی که زمانی حامیِ من بودند تحت فشاری. عجیب‌ نیست، چرا که بعضی از آنان گمان می‌بردند من پس از آزادی، مثل برخی سست‌عنصران پیشین، به خدمت گفتمان فاسد، سرکوب‌گر و آزادی‌ستیزی که کره شمالی را آرمانشهر و سعید امامی را قهرمان خود می‌داند در میایم.

این نامه را به تو می‌نویسم، چون تنها کسی بودی که از روزهای ترسناک اول بازداشت ‌تا شبهای ناامیدی آخر آن کابوس شش ساله‌ی در‌ زندان پایم ایستادی و خطر بازداشت و گرفتاری و بدنامی را بجان خریدی. خطابم به توست چون باسوادترین، منصف‌ترین، سالم‌ترین، دلسوزترین و شجاع‌ترین حزب‌الهی‌ای هستی که می‌شناسم.

من بابت زخم زبانهایی که بخاطرم می‌خوری عمیقا از تو و دیگر دوستانِ هنوز حامی عذر می‌خواهم. اما به عنوان یک باورمند به انقلاب اسلامی و بنیانگذارش از اینکه جلوی جریانِ آزادی‌ستیز و منحرف از اصول انقلاب اسلامی بایستم عذر نمی‌خواهم.

منظورم جریانی است که تنها نوک بیرون از آبِ آن را به نام «جبهه پایداری» در این سالها شناخته‌ایم؛ جریانی جبرگرا، انزواطلب، آزادی‌ستیز، ظاهرپرست، میلیتاریست، خشونت‌خواه، زن‌‌ستیز، ماکیاولیست، تمرکزگرا، ناسیونالیستِ نژادپرست، و فسادپرور. جریانی پیچیده که از دو دهه پیش به شکلی خزنده برای کنترل تمام مراکز مهم سیاست‌گذاری فرهنگی اقتصادی و سیاسی و امنیتی کشور خیز برداشت و موفق شد هشت سال به کمک عروسکی اجاره‌ای بنام احمدی‌نژاد (که نهایتا چموشی کرد و خود را ویران) انقلاب را از مسیر امام خارج و کشور را به آستانه سقوط بکشاند.

هرچند انتخابات ۹۲ و ۹۴ بخشی از نفوذ رسمی آنان را کاهش داد، اما این جریان فتنه‌گر نه تنها هنوز بخش عمده‌ی قدرت غیررسمی خود را نگه داشته، بلکه درکمین کوچک‌ترین فرصت برای جبران مافات نشسته و مترصد دست‌یابی به فتح الفتوحش (جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای) است.

این جریان خود را شاگرد و وامدار آیت‌الله مصباح یزدی می‌داند، اما احتمالا این هم مانند ادعای پیروی‌اش از آیت الله خامنه‌ای دروغین است. فقط از نام این دو شخصیت استفاده می‌کند تا بتواند جوانان ساده دل و متدین را فریب دهد. البته آقای مصباح فرد محترم و باسوادیست، اما تفسیری که ایشان و شاگردانش از شکل و غایت جمهوری اسلامی دارد زمین تا آسمان با دیدگاه امام خمینی و شاگردان او متفاوت است. جمهوری اسلامی آقای مصباح چیزی نیست که مردم چهار دهه پیش به آن آری گفتند و در قانون اساسی متبلور شد. وارد این بحث نشویم. خودت می‌دانی چه می‌گویم و همان چندبار دفاعت از فرهادی و کیارسمتی و بنی‌اعتماد برای فهمیدن مواضعت برابر این جریان کافی است.

لابد از دوران فعالیت دانشجویی یادت هست که خطر این تفکر آزادی‌ستیز را برای انقلاب خمینی یک نفر از نزدیگترین شاگردان خمینی همه بهتر می‌فهمید: سید محمد خاتمی، مشاور و نویسنده پیامهای خمینی، در اوایل دهه هشتاد بارها هشدار داد که حذف آزادی از گفتمان جمهوری اسلامی منجر به سقوط خواهد شد. حالا پس از ۱۵ سال خطری که او در خشت خام می‌دید منِ کمترین و بسیاری مانند من در آینه می‌بینیم.

شهاب عزیز، باور کن آخرین فرصت بقای این انقلابِ هنوز بی‌مانند و نظامی مستقل که (با همه کاستی‌هایش) از آن برخاسته تنها یک چیز است: حرکت فوری و رادیکال به سمت «آزادی» که آن هم تنها به‌دست جوانهای انقلابی و اصول‌گرا مثل تو ممکن است. چرا؟

کسریِ آزادی نیروی انسانی تحصیلکرده و سالم و کارآمد این کشور را بطرزی ترسناک به بهانه‌های گوناگون فراری داده یا خانه‌نشین کرده است. درنتیجه چرخه‌ی بی‌پایانی از فساد و ناکارامدی شکل گرفته که پس از چهار دهه کشور را زمین‌گیر و درآستانه‌ی فروپاشی کامل داخلی قرار داده است. وضع در بیرون مرزها و از نظر صنایع دفاعی به نسبت خوب است، شاید چون حوزه‌‌هایی تخصصی و حساس‌اند که سیاست‌گذارانی کم‌تعداد دارند. اما جامعه‌ی ایران از درون در آستانه فروپاشی است.

تبعیض‌ها و نابرابری در حقوق و فرصتها امید به آینده را در مردم کشته و در انبوهی از جوانان به افسردگی یا بی‌هنجاری یا میل به مهاجرت منجر شده. ابتدا از سفرهای کوتاه به کشورهای همسایه برای تفریحات ابتدایی مثل‌ موسیقی و ساحل و ورزش و عروسی و غیره شروع شده و پس از کمی تحصیل به مهاجرت دایمی می‌انجامد. ایران به جامعه‌ای تکه‌پاره و توزیع شده در بیرون از خود تبدیل شده که تنها از بخشی کوچک از نیروی انسانی‌ای را که خود تولید کرده بهره می‌برد.

نارضایتی زنان و دختران جوان از انواع تبعیض و آزار فیزیکی و روانی و به انفجار نزدیک شده است. نابرابری طبقاتی ناشی از فساد و تحریم و ناکارآمدی به حد بحرانی رسیده است. اقلیت‌های حتا مشروع دینی یا مذهبی تحت فشارهای گوناگون سیاسی-اقتصادی در حال له شدن یا فرارند. مردم برای ادامه زندگی بطور سیستماتیک ناچار به ریا و تزویرند و به فرزندانشان از خردسالی دروغ‌گویی برای بقا را یاد می‌دهند. مهمترین کانال ارتباطی حاکمیت با جامعه، یعنی صداوسیما، به ورشکستگی مالی و مشروعیتی رسیده. و از همه خطرناک‌تر، آزادی بیان و عقیده برای نقد عمومیِ مسایل مهم، با مکانیزم‌هایی هوشمندتر از پیش (با شیوه‌هایی بیشتر از نوع هاکسلی تا اوررول)، بسیار محدود شده است. نتیجه‌ی این‌ها جامعه‌ای ترسیده، بی‌هنجار، ناامید، پراکنده، فرصت‌طلب، متظاهر، خسته، و غمزده است که هرکس بتواند رخت خود را از آن بیرون می‌کشد.

شاید بگویی چهل سال است مخالفان ازین حرفها می‌زنند. اما اوضاع در یک سال اخیر حاد‌تر از همیشه شده. امید به بهبود اقتصادی پس از ریاست ترامپ بر آمریکا کمرنگ شده است، چرا که سیاست‌های او هم روند سرمایه‌گذاری خارجی لازم را برای ایجاد شغل و افزایش رفاه کند کرده و هم، با تهدیدهایش به براندازی، گشایش در فضای سیاسی را دشوار. همزمان، هاشمی رفسنجانی که در دو دهه اخیر وزنه‌ای سنگین به سود جریان واقع‌بین و میانه‌رو در مدیریت کلان کشور بود و نقش اساسی در تعدیل کردن لابی‌های جریان آزادی‌ستیز نزد رهبری داشت درگذشته و رهبری را برابر این جریان فتنه‌گر تنها گذاشته است. از سوی دیگر، رژیم سعودی (هرچند خودش معلوم نیست چقدر دوام بیاورد)، اسراییل و حامیانشان در اروپا و آمریکا، به کمک گروه‌های مخالف تندرو، برنامه‌ای پرحجم را برای تحریک نارضایتی تمام اقلیت‌ها و گروه‌های ناراضی در ایران آغاز کرده‌ و منتظر جرقه‌ای از نوع خودسوزی دست‌فروش جوان تونسی‌اند تا کل ایران را به آتش بکشند. اینها به کنار، سن آیت‌الله خامنه‌ای دارد به هشتاد نزدیک می‌شود و هرچند عمر دست خداست، ولی انجام چنین مسوولیت سنگینی در این سن و سال آسان نیست.

در چنین وضعیتی، بخش عمده‌ای از حاکمیت متاسفانه و تحت تاثیر جریانِ آزادی‌ستیز، که طی دو دهه در تمام مراکز حساسِ سیاست‌‌ساز و سیاست‌گذار نظام نیز نفوذ کرده و بازگشت جریان میانه‌رو را تهدیدی برای موجودیت خود می‌بیند، فضای کشور را بجای بازتر کردن منقبض‌تر کرده است. رد صلاحیت‌های بی‌سابقه‌ی پس از انتخابات (ماجرای سپنتا نیکنام و مینو خالقی)، محدودیت‌های نوظهور برای زنان (از منع حضور‌ در ورزشگاه‌ها گرفته تا منع وزارت و…) و برای جوانان (سختگیری‌های مداوم درباره‌ی پوشش و تفریح) انگار برای شوراندن بدنه‌ی قشر متوسط علیه دولت کنونی و آینده‌ی جریان میانه‌رو طراحی شده‌اند.

خلاصه بگویم، ستیز با آزادی منجر به ورشکستگی انقلاب و نظام از نظر سرمایه‌ی انسانی شده و سیکلی معیوب از مشکلات و ناتوانی از حل آن را خلق کرده است. آزادی شعار اصلی انقلاب اسلامی بود. حتا استقلال هم در واقع نوعی از آزادی است، آزادی از دخالت خارجی. جمهوری اسلامی قرار بود از تمام کشورهای منطقه در شاخص‌های اجتماعی جلویمان بیندازد، نه اینکه در حد دستاوردهای پس از جنگ بایستیم و دو دهه درجا بزنیم و حتا از دیگران عقب بیفتیم. جمهوری اسلامی قرار بود مسلمان بودن را ممکن کند، نه ضروری.

با این وصف، طبیعتا تصادفی نیست که اداره‌ی کشور هنوز پس از چهار دهه بدست مدیران بازنشسته‌ی نسل دوم انقلاب است که همه هم تقریبا محصول کادرسازی شهید بهشتی در دهه شصت‌اند. (اینکه مثلا پس از ۴۰ سال هنوز کسی به کارآمدی و سلامت بیژن نامدار زنگنه‌ی هفتاد و چندساله نداریم یعنی هزاران هزار جوانِ مستعد بهتر از زنگنه شدن را رانده‌ایم تا همه دنیا خدمتشان را بخواهند، جز در ایران.)

شهاب عزیزم، بهتر‌از من می‌دانی که آدمِ تحصیل‌کرده و دنیادیده و شجاع و سالم و دلداده به انقلاب خمینی مثل تو می‌بایست هزاران هزار باشند، ولی انگشت‌شمارند. من یکی از آن هزاران بودم که به عشق خدمت به وطن بازگشتم و همین جریان آزادی‌ستیز ۱۹/۵ سال حکم حبس برایم از دادگاه گرفت. تو، به‌لطف خدا و یاری شاگردِ تنها مانده‌ی خمینی، مرا پس از شش سال از آن وضعیت گروتِسک نجات دادی. حالا نجات آینده کشور این انقلاب، و اینهمه خون و اشکی که نثار آن شده، نیز تنها بدست انگشت‌شمار جوانانی مانند تو که هنوز مورد اعتماد حاکمیت‌اند ممکن است.

فرصت زیادی نمانده، شاید تنها به درازای عمر معدود شاگردانِ باقی‌مانده‌ی خمینی. این نظام اگر درین مهلتِ کوتاه نتواند آزادی‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به جایگاهی دست کم در حد ماههای نخستین انقلاب داشت برگرداند، سقوطش قطعی است و در آن صورت حسرت همه‌ی ما ابدی. چرا که فروپاشی این نظام، خوب یا بد، یعنی ویرانی و فروپاشیِ همه جانبه‌ی این ملت و تکه پاره‌شدن این سرزمین. کاش تو حداقل این خطر را ببینی و رانندگانِ این اتوبوسِ راهیِ دره را بیدار کنی، چون دیگران با توجیه‌های گوناگون تنها دارند رانندگان را به سقوط سریعتر تشویق می‌کنند.

برادر مسن‌تر ولی کوچکترت،
حسین درخشان

عکس از دیوید برنت

دربرابر طوفان تهمت

نزدیک ۱۵ سال است که عده‌ای با بی‌رحمی و بی‌هیچ مدرک یا حتا استدلال منطقی همه جا می‌گویند من عامل امنیتی جمهوری اسلامی‌ام. چه در سالهای قبل از زندان، چه در حین شش سال زندانم، و چه حالا که دو سال و اندی‌ست آزاد شده‌ام. این اتهام از فرط تکرار آنقدر عادی شده که حتا دیگر کسی هم شاهد و دلیلی برای آن نمی‌خواهد. «همه میگویند»، و این در یک جامعه تلویزیون‌زده سندی کافی برای هر ادعاست. من هیچ‌گاه نخواسته‌ام با مظلوم‌نمایی و تحریک احساسات و ننه‌من‌غریبم بازی مرسوم ایرانی از خودم دفاع کنم. نه این کار را بلدم، و نه به تاثیرش –شاید به اشتباه– اعتقاد دارم.

اما حالا که می‌بینم دقیقا پس از شکست پروژه تحریم انتخابات، تحریم‌خواهان چپ (کمونیست و رجویست) و راست (پهلویست و صهیونیست) شروع به ترور شخصیت و اسیدپاشی گروهی از فعالان ضدتحریم و جنگ و حامی روحانی کرده‌اند، درست نیست ساکت بمانم.

آنها عملا دو شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای پربیننده و چند کانال پرقدرت تلگرام در اختیار دارند و به کمک آنها به هزاران حساب پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی رسیده‌اند—بگذریم از دسترسی و حمایتهایی که از موسسات تحریم‌‌خواه نزدیک به دشمنان ایران مانند FDD و UANI و UN Watch و شبکه سیاسی و رسانه‌ای آنان می‌گیرند. با این وجود، خطر همین کم‌شمار زن و مرد وطن‌دوستی را، که از جاهای مختلف دنیا بخاطر وجود دشمن مشترک (جنگ و تحریم) همدیگر را پیدا کرده‌اند، آنقدر زیاد می‌دانند که می‌خواهند با انگ‌های شکمی و بی‌پایه‌ آنان را بی‌اعتبار و منزوی کنند. آنهم با شیوه‌ای تماما سفسطه‌آمیز: مرا مامور امنیتی جمهوری اسلامی پیش‌فرض می‌گیرند و هرکس را که کوچکترین ارتباطی با من داشته عامل رژیم می‌خوانند.

اما بگذارید راحتتان کنم:

  • گروه تلگرامی‌ای که درباره آن شنیده‌اید گروه کوچکی بود متشکل از کسانی که از داخل و خارج از کشور و اغلب بدون شناخت از هم و تنها در جریان اعتراض به کمپین تحریم مسابقات جهانی شطرنج زنان در ایران با هم در شیکه‌های اجتماعی آشنا شده بودند.
  • همانطور که همگان در چند ماه اخیر متوجه شده‌اند، پروژه «آزادی یواشکی» که در ظاهر و در ابتدا اقدامی سمبولیک و حتا دوست‌داشتنی در نقد قانونِ نادرست و ناعادلانه‌ی حجاب اجباری بود، پس از اجرای برجام خیلی سریع به ابزاری برای جلوگیری از افزایش تعامل تجاری-سیاسی با ایران و گسترش توریسم تبدیل شده است و برای همین است که به آن «تحریم یواشکی» می‌گویم. (در انتخابات اخیر نیز به شکلی غیرمستقیم و «یواشکی» تحریم انتخابات را ترویج می‌کرد.)
  • هدف اصلی گروه حمایت کردن از توییت‌های هم‌راستای اعضا یا دیگران بود، اما گاه طبیعتا بحثهای دیگری هم (مثل تمام گروههای کاری، دوستانه یا خانوادگی) درباره مسایل گوناگون رخ می‌داد. مثلا درباره موضوع تحریم شطرنج، بخاطر حمایت همه‌جانبه‌ای که رسانه‌ها، افراد و گروههای نزدیک به اسراییل به سرعت از آن کردند بعضی از اعضای گروه احتمال دادند که شاید خود خانم پاکیدزه یا همسرش تابعیت اسراییلی نیز داشته باشند، بویژه که عکسی از او در شهر تل آویو در اینترنت هست. اما مدرکی در اثبات این فرضیه پیدا نشد و درنتیجه اساسا هیچ جا مطرح نشد. جدا از این، من و برخی دیگر از اعضای گروه، خانم پاکیدزه را با احترام و ادب کامل در تویتر به بازدید از ایران دعوت کردیم و دیگران را نیز به همین کار فراخواندیم.
  • من تا پیش از آن هیچیک از اعضای گروه را نمی‌شناختم و تماسی با آنان نداشتم. این گروه نیز پیش از آنکه به آن دعوت شوم از قبل وجود داشت. من آن را به‌راه نینداختم و حتا مدیر آن هم نبودم و در واقع فرقی جز از نظر سنی یا تجربه با بقیه نداشتم. واضح است که جمله «من بابای اینجام» یک شوخی و ارجاعی به مسن‌تر بودن من بود.
  • تصاویری که از گفتگوهای گروه پخش شده گزینشی و دستکاری شده است. حتا فهرست اعضای آن درست و دقیق نیست. بجز این افراد کسان دیگری هم بودند که در مدت کوتاه حیات گروه دعوت شدند یا کسانی از این فهرست که آن را ترک کرده بودند. بعضی از اسامی حتا هیچ فعالیتی نداشتند و صرفا عضو بودند.
  • گروه بدون وسواس و گزینش و تنها بر اساس پیشنهادهای اعضای اولیه گسترش یافت و نتیجه‌اش هم آن شد که یکی از اعضا بنام امین انواری که توسط یکی از اعضای موسس گروه دعوت شده بود، پس از مدت کوتاهی از گروه بیرون رفت و تصاویری را که از همان روزهای نخست از بحثها گرفته بود در اختیار مسیح علینژاد یا فرد دیگری قرار داد. همین نشان میدهد چقدر در آن قواعد اولیه‌ی امنیتی رعایت می‌شد.
  • اعضای این گروه، که پس از شکست تحریم شطرنج عملا منحل شد، نیازی به دفاع من ندارند. اما از شجاع‌ترین و شریف‌ترین و میهن‌دوست‌ترین انسان‌هایی هستند که من در زندگیم دیده‌ام که قبل و بعد از ایجاد این گروه نیز فعال بوده و هستند. من به رفاقت و آشنایی با آنها افتخار می‌کنم. چیزی که ما را به هم نزدیک کرد دفاع دربرابر پروژه‌های ایران‌هراسانه‌ای است که هنوز به‌دست حامیان انزوا و فروپاشی ایران به پیش می‌روند. تا وقتی این فشارها و تحریمها ادامه دارد طبیعتا بسیاری از ما و شما حاضریم بی هیچ چشمداشت و با تمام توان جلوی آنها و کسانی که به خدمت گرفته‌اند بایستیم. همانطور که میلیونها کاربر ایرانی در شبکه‌های اجتماعی هفته‌ی پیش موجب گرم شدن انتخابات و افزایش مشارکت شدند.
  • ترور شخصیتی و اتهام‌های بی‌رحمانه‌ای که در این چند روز از تریبون‌های یک‌سویه و مروج «فیک نیوز»، بدون دادن هیچ گونه امکان دفاع، به سمت ما روانه است کاملا به این قصد طراحی شده‌ تا وضعیت زندگی و تحصیلی ما را در داخل یا خارج ایران، به‌دست نهادهای امنیتی محلی، به خطر اندازند. این روشی بسیار کثیف در رقابت است، اما کوچکترین تاثیری در فعالیت‌های ما نگذاشته و نخواهند گذاشت، و همین بهترین نشانه است از آنکه تک تک ما از قانونی و درست بودن کارمان اطمینان داریم. در مقابل نگاه کنید که اتهام‌زنندگان که چندبار داستانشان را تغییر داده‌اند یا اتهام‌هایشان را پس گرفته‌اند یا مطالبشان را در مغایرت با قوانین این شبکه های اجتماعی حذف شده‌ و حساب‌هایشان را تعلیق‌شده یافته‌اند.

حق خود می‌دانم تا از تک تک کسانی که پس از ۱۵ سال، بی‌هیچ مدرک و سندی، هنوز هم مثل آب خوردن تهمت می‌زنند و بی‌شرمانه مرا عامل امنیتی جمهوری اسلامی می‌خوانند به اتهام افترا شکایت کنم. هرچند که این طوفان تهمت، از جانب عافیت‌طلبان وطن‌نشناسی که یک هزارم هزینه‌ای را که بسیاری از ما برای اصلاح وطن پرداخته‌ایم نداده‌اند و برعکس، مشکلات ایران را نردبان پیشرفت شخصی کرده‌اند، خود بهترین روشنگر صحنه است.

– حسین درخشان، ۸ خرداد ۱۳۹۶

نقاشی بالای مطلب با عنوان «دفتری در شهری کوچک» (۱۹۵۳) اثر ادوارد هاپر است.

به روحانی، بخاطر انقلاب، بخاطر ایران

من، حسین درخشان، بدون شرمساری به حسن روحانی رای می‌دهم، چون تواناترین نامزدِ موجود است در سال ۱۳۹۶ برای ایجاد تعادل میان دین، استقلال، آزادی و عدالت—اهداف مهمترین انقلاب ضداستعماری دنیا در منطقه‌ای پرآشوب که معلوم نیست کی به فهم و شعورِ سیاسی ۴۰ سال پیشِ مردم و نخبگان ایران برسد.

رقیب روحانی نماینده‌ی دیدگاهی کاملا مغایر با فلسفه‌ی انقلاب اسلامی است. دیدگاهی که از بعد نظری باوری به آزادی و اختیار و عاملیت انسانی ندارد و در نتیجه نه تنها (به رغم شعارهایش) امکان مقاومت ضداستعماری و انقلاب را انکار می‌کند، بلکه از اساس با مفهوم جمهوریت مخالف است. دیدگاهی جبرگرا، تمرکزگرا، انزواطلب، میلیتاریست، نژادپرست، یکسان‌ساز، و فسادپرور که یکبار ظرف هشت سال تمام زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی ایران را رو به ویرانی برد. آسیبی که این دیدگاه به ایران و انقلاب زد از توان بزرگترین دشمنانش خارج بوده و هست، اما باز می‌خواهد به صحنه برگردد و این بار نه تنها اهداف کوتاه مدت، که برنامه‌هایی درازمدت برای دهه‌های آینده‌ی ایران دارد.

من به روحانی رای می‌دهم، بخاطر انقلاب، بخاطر ایران.

چرا المیادین فارسی از نان شب واجب‌تر است

‏⁧‫منوتو‬⁩ تنها یک شبکه تلویزیونی نیست، بزرگترین تهدید اسراییل علیه ایران است. برای شکست آن به طرحی نو نیاز است.

حسین درخشان

جنگ با ایران، تنها حکومت مستقل غرب آسیا، خیلی وقت است اغاز شده است ــ درست از فردای پایان جنگی که صدام به نیابت از آمریکا با ایران آغاز کرده بود. با روایتی دیگر این جنگ از روزی آغاز شد که سفارت آمریکا، با نگرانی از کودتایی دیگر برای بازگرداندن شاه، اشغال شد و آنچه رفت که رفت.

از همان زمان که، پیش از ظهور کانالهای تلویزیونی شبانه روزی خبری، شبکه های سه‌گانه ی اصلی آمریکا روزشمار گروگان‌گیری به راه انداختند و در رقابت بر سر مخاطب، هر شب دهها میلیون آمریکاییِ بی خبر از دنیا را با تنفر از ایران و انقلابش به رختخواب فرستادند. تا آن زمان، مخاطب هدفِ رسانه‌های آمریکا مردم همان کشور بود، اما با راه افتادن اولین شبکه خبری جهانی، سی ان ان، کم کم مردم اروپا و دیگر کشورهای جهان نیز به جمع مخاطبانِ هدف پیوستند. ایران تنها هدف این جنگ تازه رسانه‌ای نبود، اما یکی از مهمترین‌ها بود.گذشت تا چند سال بعد که بالاخره تکنولوژی های پخش ماهواره‌ای به اندازه ای ارزان شد که بتواند مخاطبِ هدف تازه ای را اضافه کند: قشر متوسط کلانشهری و جوان ایران. جنگ از آن روز شکل تازه‌ای یافت.

حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نخستین عرصه‌ی جنگ تازه برای بدست آوردن قلب و ذهن قشر متوسط ایران بود که در بستر کنش و واکنش دو گروه تندرو و هیجان‌زده شکل گرفت و به سمت اولین تلاش برای تغییر رژیم در داخل پیش رفت.

پس از آن بود که جوانان قشر متوسط ایرانی بطور رسمی و علنی هدف تئوریسین‌های براندازی آمریکایی-اسراییلی (مانند مایکل لدین و مایک فلین) قرار گرفتند و آرام آرام مطالعات وسیعی درباره روشهای تاثیرگذاری بر آنان آغاز شد. در دولت بوش رقابتی شدید میان جنگ‌طلبان و براندازان درگرفت، اما توان بازدارنگی نظامی ایران از یک سو و باتلاق ارتش آمریکا در عراق و افغانستان از سوی دیگر موجب پیروزی حامیان براندازی بر جنگ‌طلبان شد.

اوباما که آمد صدای آمریکا و بی بی سی موضعی درمجموع ملایم در قبال براندازی گرفتند، چرا که دولت اوباما هدفی بزرگتر، یعنی تغییر رفتار ایران را بجای تغییر رژیم، از راه دیپلماسی و مذاکره دنبال می‌کرد.

تلویزیون منوتو در این بستر و درمخالفت با سیاست تازه‌ی اوباما زاده شده. به ویژه که حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ شکاف‌های عمیق و بی اعتمادی بخش بزرگی از جوانان قشر متوسط شهری به روایت رسمی نظام و نهادهایش، بخصوص رسانه‌ی ملی، را در پی داشت. منوتو یک سال بعد در پاییز ۱۳۸۹ افتتاح شد. شبکه‌ای خوش آب و رنگ و جوان‌پسند، ناگهانی و بی ریشه، و شوخ و شنگ و هوشمندانه–با پنهان‌کاری غریبی درباره منبع مالی‌اش، و گفتمانی سیاسی که بیش از همه منطبق با رویکرد سیاسی اسراییل و نومحافظه‌کاران آمریکایی در قبال ایران بود. این گفتمان که در بخش خبر و دیگر برنامه‌های منوتو پنهان می‌شد، در برنامه‌ی عروسکی طنز سیاسی‌اش (با تقلید از برنامه‌ی فرانسوی Les Guignol) عریان بود: ضدیت تام با اصل انقلاب و نظام حاکم بر ایران با روایت سلطنت‌طلبان که در آن سپاه، اصلاح‌طلبان و اصولگرایان (از نقدی تا ظریف) همگی حافظ نظام و فاسد، احمق، خشن، مرتجع، ضد ملی و تشنه‌ی قدرت نمایانده می‌شدند.

سیاست تغییر رژیم، به ویژه پس از کنار رفتن هیلاری کلینتون و دنیس راس و رم امانوئل، بطور رسمی ازرویکرد دولت اوباما کنار کذاشته شد تا برسیاست تازه‌ی «تغییر رفتار» تمرکز شود. اما در نهایت اوباما نتوانست رفتار ایران را تغییر دهد و توافق اتمی نه تنها پرونده ایران را از قصاب‌خانه‌ی شورای امنیت سازمان ملل بیرون آورد، بلکه به تضمینی برای ادامه‌ی قدرت بازدارنده موشکی ایران و از سرگیری فروش نفت بدل شد. حامیان تغییر رژیم به سرعت شروع به بازسازی خود در هر دو حزب کردند و روی هردو اسب مسابقه، کلینتون و ترامپ، شرط بستند تا بلافاصله پس از آغازبکار رییس جمهور بعدی کار را شروع کنند. حالا نه تنها منوتو جانی تازه گرفته، بلکه بی بی سی فارسی (پس از کناره‌گیری ناگهانی صادق صبا) و صدای آمریکا نیز شاهد چرخش گفتمانی‌ شدید در بخشهای سیاسی و خبری خود بودند.

ترامپ آمد و زلزله‌ای در ساختار حاکمیت آمریکا ایجاد کرد. هرچند که منوتو، احتمالا بخاطر منابع مالی مستقلش از اوباما، از مدتها پیش از ترامپ برای آمدن او آماده بود. رضا پهلوی به ترامپ نامه نوشت و او را به پیش گرفتن سیاست براندازی با محوریت خودش تشویق کرد. گروهی از همفکران و عوامل پشت و جلوی دوربین منوتو هم در نامه‌ای از ترامپ درخواست تحریم‌ها و فشارهای بیشتر بر ایران کردند. بخش خبر منوتو ناگهان از استودیویی شبیه به زیرزمین (که استعاره از انزوای گفتمان براندازی در دولت اوباما بود) به روی زمین آمد. «دخمه‌ خبر» که شبیه به آرایشگاه‌های ارزان شب عید بود به «اتاق خبر» تبدیل شد– با دکوری چشم‌گیر و بزرگ و قالبی رسمی‌تر که «اسپا»های شیک و گران را با ماساژ‌دهندگان اختصاصی تداعی می‌کرد. همین‌طور چند هفته پیش قرارداد پخش ماهواره‌ای‌اش را ارتقا داد تا بتواند تصویر و صدای باکیفیت‌تری به ایران برساند.

در مقابل، رسانه‌ی ملی خبر «بیست و سی» را دارد که شاید خود زمانی الگوی منوتو برای خبررسانی خودمانی بود، اما حالا با صمیمیتی تصنعی، گفتمانی یک‌طرفه، کمترین سلیقه در جزییات ظاهری، و البته مجریانی که جیغ زدن را با اجرای پرانرژی اشتباه می‌گیرند. این تازه پربیننده‌ترین بخش خبری رادیو و تلویزیون است.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی عملا دسترسیِ رسمی خود را به قشر متوسط شهری ایران از دست داده است، چه رسد به توان تاثیرگذاری بر آن را. شایعات حاکی از قتل بجای مرگ، خرابکاری بجای حادثه، و امثال آن به سرعت می‌پیچیند و صدای تکذیب و روشنگری‌های رسمی به جایی نمی‌رسد. هر اتفاقی در ماشین رسانه‌ایِ براندازی تبدیل به توطئه‌ی اقلیت بر اکثریت و هر اعتراضی به عنوان شورش اکثریت بر اقلیت تفسیر می‌شود و روز به روز زمینه برای به راه انداختن ناامنی، آشوب و خشونت خیابانی آماده‌تر می‌گردد.

راه حل کجاست؟

از دستگاه چاق و کند و بی‌کیفیت صداوسیما بیش از این برنمی‌آید و محدودیت‌های شرعی، قانونی و عرفی نیز دست و پای رسانه ملی را در این نبردِ جذابیت بسته است. جنگ جنگ ظاهرها و ناخودآگاه‌هاست و جمهوری اسلامی، بیش از ظاهر و حس، به تظاهر و عقلِ تصنعی اهمیت می‌دهد. در اوضاع کنونی باید به راه‌حل‌های مشهور به «بیرون ازجعبه» اندیشید. پیشنهاد مشخص من اجازه‌‌ی تاسیس بخش فارسی به شبکه‌ی تلویزیونی «المیادین» است.

المیادین شبکه‌ای ۲۴ ساعته با رویکردی خبری، سیاسی و فرهنگی است، که چهار سال پیش و پس از آغاز جنگ سوریه، در شهر بیروت تاسیس شد. انگیزه‌ی اولیه به چالش گرفتن روایت غالب بر رسانه‌های غرب‌گرای عرب، بویژه الجزیره، از بحران سوریه بود که ناگهان با روایت ائتلاف سعودی-قطر-ترکیه هم‌راستا شده بود. موسس این شبکه، غسان بن جدو، و مهمترین مدیرانش خود ازروزنامه‌نگاران برجسته‌ی الجزیره بودند که پس از فاصله‌ گرفتن این شبکه از اصول خبررسانی منصفانه استعفا دادند.

المیادین، با شعار «واقعیت، همان‌گونه که هست» (الواقع کما هو)، به سرعت جای خود را باز کرده و حالاجزء پنج شبکه پرمخاطب دنیای عرب است. دفتر مرکزی‌اش در بیروت است و در تمام دنیای عرب و کشورهای مهم جهان دفتر یا خبرنگار دارد، از جمله در قاهره، غزه، تونس و تهران.

هرچند برآیند گفتمان سیاسی این شبکه حامی مقاومت لبنان و فلسطین و ایران و مخالف غرب و اسراییل است، اما این موجب نشده از اصول حرفه‌ای خبررسانی فاصله بگیرد و تبدیل به ابزار پروپاگاندای مقاومت یا ایران و سوریه شود. تمام صداهای مهم دنیای عرب در آن شنیده می‌شوند و همین موجب اعتبار آن شده است. همین‌طور از نظر مالی -حداقل در ظاهر- به هیچ دولتی وابسته نیست و بودجه‌‌اش را از گروهی از سرمایه‌گذاران خصوصی دریافت می‌کند.

المیادین به‌خاطر همین ویزگی‌ها بهترین نامزد برای ایستادن دربرابر «من و تو» ست. مهمترین امتیاز آن «فاصله‌ی همراه با دسترسی» با ایران است، چه فاصله‌ی جغرافیایی و چه سیاسی. محدودیت‌های شرعی و قانونی داخل مرزهای ایران را ندارد و خواهد توانست با لحن و ظاهر مورد پسند قشر متوسط شهری در ایران، که مخاطبِ هدفِ شبکه‌ی «من و تو» نیز هست، برنامه بسازد. از موضوعات سیاسی بگیرید تا موضوعات فرهنگی که رسانه‌ی رسمی جمهوری اسلامی در پرداختن به آن محذورات شرعی، قانونی و حتا سیاسی دارد. همزمان بخاطر مجوز قانونی فعالیت در ایران برگ برنده‌ای دربرابر شبکه‌های ماهواره‌ای دیگر دارد که همانا دسترسی به افراد و مکان‌های داخل کشور است.

برای مثال، می‌تواند در میزگردهایش افرادی را از داخل ایران شرکت دهد که مجاز یا مایل به حضور در شبکه‌های دیگر مانند بی.بی.سی فارسی یا منوتو نیستند، مانند مقامات رسمی یا کارشناسان و مشاهیر فرهنگی و فعالان سیاسی. همزمان می‌تواند منتقدان یا حتا مخالفان را از خارج از ایران در برنامه‌هایش شرکت دهد تا بتواند مدعی حداکثر انصاف و بی‌طرفی شود. همین‌طور می‌تواند آن دسته از رویدادهای سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی داخل کشور را که نه رسانه ملی می‌تواند پوشش دهد و نه امثال من و تو به آن دسترسی دارند (مانند کنسرت‌های موسیقی، جشنواره‌های سینمایی و غیره، سمینارهای سیاسی و اجتماعی در دانشگاه‌ها یا مراکز علمی) پوشش دهد. امکان مشارکت دادن مخاطب در برنامه‌ها هم در سایه‌ی این دسترسی بسیار آسان‌تر خواهد بود. این مزیت انحصاری، یعنی دسترسی به داخل، از طرفی در همان قدم اول این شبکه را از رقبا جلو خواهد انداخت و مخاطبان را جذب می‌کند، و از طرف دیگر اعتماد آنان را به انصاف و بی‌طرفی خود جلب خواهد کرد.

المیادین فارسی کارکردهایی غیر مستقیم نیز دارد. با آمدن ترامپ و تند شدن گفتمان سیاسیِِ رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی، بخشی از نیروی انسانی آنان که در سالهای اخیر از داخل جذب شده‌اند ناراضی خواهند بود. در عین حال به دلایل گوناگون اقتصادی، امنیتی یا حتا فرهنگی تمایلی به بازگشت و زندگی در ایران ندارند. این گروه از روزنامه‌نگاران می‌توانند زیر نظر سردبیران و مدیران همسو با گفتمان سیاسی حاکم بر شبکه در دفتر مرکزی در بیروت یا حتا دفتر لندن کار کنند و در ازای آن اجازه‌ی رفت و آمد به کشور را دریافت کنند. به این ترتیب هم نیروی انسانی با کیفیت و آموزش‌دیده در رسانه‌های جهانی جذب این شبکه خواهند شد، و هم از نظر سیاسی به عنوان یک پیروزی برای جمهوری اسلامی دیده خواهند شد. همان‌طور که دولت‌های غربی جذب نیرو از ایران را همیشه به عنوان پیروزی سیاسی خود نشان می‌دهند.

بودجه‌ی سالانه‌ی من وتو مانند منبع تامین آن مشخص نیست. (شایع است یک شرکت بساز و بفروش متعلق به خانواده‌ای ایرانی-اسراییلی منبع مالی اصلی آن است.) اما بی.بی.سی فارسی برای هشت ساعت برنامه‌ای که تولید می‌کند حدود ۲۰ میلیون دلار بودجه دارد. گفته می‌شود المیادین ۲۴ ساعته‌ی عربی حدود ۴۰ میلیون دلار سالانه هزینه دارد. کم و بیش با همین مبلغ، که در مقایسه با بودجه حدودا ۵ میلیارد دلاری سازمان صدا و سیما ناچیز است، می‌توان پربیننده‌ترین و موثرترین شبکه‌ی تلویزیونی فارسی زبان را به راه انداخت.

شبکه‌ی من و تو در مرکز برنامه‌ی براندازی جمهوری اسلامی قرار دارد که اسراییل سالهاست آن را طراحی و پیگیری کرده است و حالا با ظهور ترامپ جانی تازه گرفته است. به احتمال زیاد صدای آمریکا و شاید یک یا دو شبکه‌ی تلویزیونی تازه‌ی دیگر نیز در چند سال آینده به این طراحی اضافه خواهند شد. این یعنی بزرگترین دشمنان ایران هر شب به ذهن و قلب میلیون‌ها ایرانی در خصوصی‌ترین فضای زندگی‌شان دسترسی‌ای یافته‌اند که خود جمهوری اسلامی ندارد. این بدون شک خطری بزرگ است، اما راه حل آن بیش از آنکه پول و تلاش بخواهد، به یک تصمیم کوچک ولی شجاعانه وابسته است.
—-
حسین درخشان نویسنده و تحلیل‌گر رسانه است و در تویتر (@h0d3r_fa) فعال است.

منبع: الف
http://alef.ir/vdcgz79t7ak9tn4.rpra.html?448508

چرا منافع ملی این روزها از مسیر تویتر می‌گذرد

اوضاع به سرعت عوض شده است. ائتلاف آمریکا-سعودی-اسراییل با آمدن ترامپ و پس از شکست در سوریه به کمک رجویستها و پهلویست‌های وطن‌نشناس تلاش گسترده ای را قدم به قدم به سمت براندازی («تغییر رژیم» به تعبیر خودشان) در ایران آغاز کرده است.

برنامه این است که بر هر حادثه یا اتفاق احساس برانگیزی سوار شوند و پس از راه انداختن تظاهرات تویتری و دمیدن در آتش آن به کمک کانالهای تلگرامی و ماهواره ای شان چرخه‌ای را برای فوران احساسات پاک مردم شاعرپیشه و مظلوم پرست ایران راه بیندازند. بعد قصد دارند آن را به خیابان بکشند و از دل آن قربانیان جدید بسازند و مواد لازم برای کشاندن داستان به رسانه‌های جهانی را فرآهم آورند تا شاید بتوانند آشوب خیابانی راه بیندازند، تحریم‌ها را افزون و برجام را باطل کنند–و نهایتا سراغ گزینه نظامی بروند.

نقطه شروع این برنامه تویتر است، و بعد رسانه‌های سنتی‌تر می‌آیند تا تظاهراتهای تویتری (مشهور به طوفان هشتگی) را به تظاهرات خیابانی تبدیل کند.

در این میان، ایران بی‌دفاع است. به رغم تلاشهای مدیران قبلی و فعلی، پروپاگاندای عریان، بی ظرافت، پرخرج، کارمندی، کم بهره و کم‌خلاقیت° خبرِ صداوسیما را کم مخاطب و کم اعتبار کرده. تویتر هم که به عنوان عریض‌ترین خیابان اینترنتی این روزها عرصه مهمترین حوادث و مباحثات سیاسی-رسانه جهان شده هنوز مسدود است–به رغم همه بحثها درباره آزاد شدنش و حضور دهها سیاستمدار و مقام برجسته.

چه باید کرد؟ پیشنهاد من چهار بخش دارد: ۱) تویتر را باز کنید. نخبگان و تحصیل کردگان را به فعالیت در آن تشویق کنید و استفاده از آن را برای عموم آموزش دهید. از وزیران، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد دولتی گرفته تا سخنگویان تمام موسسات و سازمانهای دولتی و بخصوص قضایی. ۲) رادیو و تلویزیون را وادار به حمایت این نخبگان کنید. در برنامه‌های مهم مثل نود، ۲۰:۳۰ و غیره تهیه کنندگان باید از تویتر به عنوان مهمترین راه ارتباط با مخاطبان بهره گیرند. نوسندگان و توییت‌های همسو با منافع ملی باید در آنان برجسته شوند و صدایشان پژواک گسترده یابد. ۳) کانالهای تلگرام همسو با منافع ملی باید تاسیس و غیرمستقیم تبلیغ شوند تا بتوانند با کانالهای پرمخاطبی که دنبال منافع حزبی یا منافع معاندان هستند رقابت کنند و هژمونی آنان را به چالش بگیرند. ۴) نوسندگان روزنامه‌ها و وب‌سایتهای خبری، چهره های رادیو و تلویزیونی، و صاحب‌نظران وفادار به کشور همه باید در تویتر فعال‌ شوند و حساب تویتری شان در کنار اسم آنان در مطالبی که درباره شان منتشر می‌شود یا در برنامه‌های رادیو و تلویزیون ذکر شود.

واقعیت آن است که تویتر جای وبلاگ‌ها را به عنوان «عرصه عمومی» (به تعریف هابرماس) گرفته‌است؛همزمان نقطه آغاز معاندان برای به راه انداختن آشوب در کوتاه مدت (به ویژه پیش از انتخابات) و نهایتا تغییر رژیم در بلندمدت شده است. غیبت صداهای مدافعِ منافع ملی از این عرصه تنها به سود مخالفانِ استقلال، آزادی و امنیت کشور است. بیدار شویم.

منتشر شده در روزنامه همشهری، ۱۰ بهمن ۱۳۹۵