بهار نود و نه

داستان تخیلی تویتری دیگری را به نام «بهار نود و نه» شروع کرده‌ام که هر روز چند توییت به آن اضافه می‌کنم و پیشش می‌برم. اگر مایل به خواندن بقیه‌ی آن بطور زنده هستید من را در توییتر پیدا و دنبال کنید. (twitter.com/@h0d3r_fa)

فصل اول

میرحسین موسوی ساعاتی پیش بدست گروهی لباس شخصی از حبس خانگی ربوده و به مکانی نامعلوم برده شد. هنوز جزییات بیشتری در دست نیست.

یکی از فرزندان موسوی به ایسنا گفته که چند دقیقه‌ی پیش پدرش به او تلفن زده و صحبتی کوتاه کرده است. او صدای پدر را «بسیار شاد» خوانده.

این اتفاق چند ساعت پس از پایان تجمع بزرگ مردم تهران و شیراز و تبریز در مراسم چهلمین روز کشته شدن قربانیان اعتراضات آبان رخ داد.

این تجمع با فراخوان گروهی از فعالان جنبش سبز در داخل و خارج از کشور و با مجوز وزارت کشور انجام شد و بدون مزاحمت نیروهای فراوان امنیتی که در اطراف بودند به پایان رسید.

بنابر اخبار رسیده میرحسین موسوی به همراه زهرا رهنورد از کشور خارج شده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه کسانی و با چه هدفی دست به این اقدام زده‌اند.

سخنگوی سپاه پاسداران و سخنگوی دولت بطور جداگانه گفته‌اند که ربودن موسوی و رهنورد حقیقت دارد ولی اطلاعی از عوامل آن ندارند و درحال بررسی جزییات ماجرایند.

محمد رضا عارف که از پی‌گیران رفع حصر بود اعلام کرده که موسوی و رهنورد بخاطر آلودگی هوا توسط نیروهای امنیتی به مکان امنی در شمال تهران برده شده‌اند. فرزندان موسوی سخنان عارف را تکذیب کرده‌اند.

گزارشهای پراکنده حاکی از بازداشت گسترده‌ی اعضای ارشد گروههایی هستند که فراخوان مراسم چهلم قربانیان آبان را که پریروز برگزار شد داده بودند. روزنامه‌ی کیهان در سرمقاله‌ی دیروز به مسوولان امنیتی درین مورد هشدار داده بود.

شنیده شده که رییس جمهور روحانی در جلسه‌ی دیشب شورای امنیت ملی پس از بازخواست از رییسی، رییس قوه‌ی قضاییه، برای بازداشتهای گسترده‌ی صبح دیروز با سعید جلیلی درگیری لفظی شدید پیدا کرده و جلسه را ترک کرده. جلیلی تلویحا به دستور مستقیم رهبری برای بازداشتها اشاره کرده.

ادامه خواندن بهار نود و نه

چرا منافع ملی این روزها از مسیر تویتر می‌گذرد

اوضاع به سرعت عوض شده است. ائتلاف آمریکا-سعودی-اسراییل با آمدن ترامپ و پس از شکست در سوریه به کمک رجویستها و پهلویست‌های وطن‌نشناس تلاش گسترده ای را قدم به قدم به سمت براندازی («تغییر رژیم» به تعبیر خودشان) در ایران آغاز کرده است.

برنامه این است که بر هر حادثه یا اتفاق احساس برانگیزی سوار شوند و پس از راه انداختن تظاهرات تویتری و دمیدن در آتش آن به کمک کانالهای تلگرامی و ماهواره ای شان چرخه‌ای را برای فوران احساسات پاک مردم شاعرپیشه و مظلوم پرست ایران راه بیندازند. بعد قصد دارند آن را به خیابان بکشند و از دل آن قربانیان جدید بسازند و مواد لازم برای کشاندن داستان به رسانه‌های جهانی را فرآهم آورند تا شاید بتوانند آشوب خیابانی راه بیندازند، تحریم‌ها را افزون و برجام را باطل کنند–و نهایتا سراغ گزینه نظامی بروند.

نقطه شروع این برنامه تویتر است، و بعد رسانه‌های سنتی‌تر می‌آیند تا تظاهراتهای تویتری (مشهور به طوفان هشتگی) را به تظاهرات خیابانی تبدیل کند.

در این میان، ایران بی‌دفاع است. به رغم تلاشهای مدیران قبلی و فعلی، پروپاگاندای عریان، بی ظرافت، پرخرج، کارمندی، کم بهره و کم‌خلاقیت° خبرِ صداوسیما را کم مخاطب و کم اعتبار کرده. تویتر هم که به عنوان عریض‌ترین خیابان اینترنتی این روزها عرصه مهمترین حوادث و مباحثات سیاسی-رسانه جهان شده هنوز مسدود است–به رغم همه بحثها درباره آزاد شدنش و حضور دهها سیاستمدار و مقام برجسته.

چه باید کرد؟ پیشنهاد من چهار بخش دارد: ۱) تویتر را باز کنید. نخبگان و تحصیل کردگان را به فعالیت در آن تشویق کنید و استفاده از آن را برای عموم آموزش دهید. از وزیران، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد دولتی گرفته تا سخنگویان تمام موسسات و سازمانهای دولتی و بخصوص قضایی. ۲) رادیو و تلویزیون را وادار به حمایت این نخبگان کنید. در برنامه‌های مهم مثل نود، ۲۰:۳۰ و غیره تهیه کنندگان باید از تویتر به عنوان مهمترین راه ارتباط با مخاطبان بهره گیرند. نوسندگان و توییت‌های همسو با منافع ملی باید در آنان برجسته شوند و صدایشان پژواک گسترده یابد. ۳) کانالهای تلگرام همسو با منافع ملی باید تاسیس و غیرمستقیم تبلیغ شوند تا بتوانند با کانالهای پرمخاطبی که دنبال منافع حزبی یا منافع معاندان هستند رقابت کنند و هژمونی آنان را به چالش بگیرند. ۴) نوسندگان روزنامه‌ها و وب‌سایتهای خبری، چهره های رادیو و تلویزیونی، و صاحب‌نظران وفادار به کشور همه باید در تویتر فعال‌ شوند و حساب تویتری شان در کنار اسم آنان در مطالبی که درباره شان منتشر می‌شود یا در برنامه‌های رادیو و تلویزیون ذکر شود.

واقعیت آن است که تویتر جای وبلاگ‌ها را به عنوان «عرصه عمومی» (به تعریف هابرماس) گرفته‌است؛همزمان نقطه آغاز معاندان برای به راه انداختن آشوب در کوتاه مدت (به ویژه پیش از انتخابات) و نهایتا تغییر رژیم در بلندمدت شده است. غیبت صداهای مدافعِ منافع ملی از این عرصه تنها به سود مخالفانِ استقلال، آزادی و امنیت کشور است. بیدار شویم.

منتشر شده در روزنامه همشهری، ۱۰ بهمن ۱۳۹۵